تبليغاتX
روزنوشته هاي يك معلم - واژه شناسي «خر» در ادبيات پارسي

چهارشنبه 3 تیر1388

واژه شناسي «خر» در ادبيات پارسي

كلمه خر اصطلاح خيلي متداول در ادبيات ما مي باشد كه  از جايژاه خاصي در نظم و نثر پارسي برخوردار است . اين واژه معاني گوناگوني دارد. كه برخي از اين معاني عبارتند از :

  • حيواني چهارپا و باركش كه داراي گوش هاي درازي مي باشد از آن به منظور سواري و باركشي در قديم استفاده مي شد و اكنون نيز در برخي از روستاها از اين حيوان استفاده مي شود. قاطر و اسب از خانواده خر مي باشند كه نام ديگر آن الاغ است.
  • خر در ادبيات پارسي نماد ناداني نيز مي باشد. اصطلاح  خريت به معناي ناداني است. مظهر ناداني؛ حماقت‌ و جهل.
  • خر به معناي بزرگ نيز مي باشد.  به عنوان مثال به اسامي زير دقت كنيد:
    1. خرگوش   (حيوان داراي گوش هاي بزرگ)
    2. خرچنگ    (جانور داراي چنگال هاي بزرگ)
    3. خرپول      (انسان داراي پول زياد)
    4. خرخوان    (كسي كه بدون تفكر و تعقل صرفا مي خواند)
    5. ......

 

براي كسب اطلاعات بيشتر به كتاب «خرشناسي » نوشته خانم ............ مراجعه كنيد.

نوشته شده توسط ع.س در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •