سه شنبه 12 تیر1386
اجازه ظهور تفکر خلاق
«بررسي رابطه خلاقيت معلم با خلاقيت دانشآموزان پايه چهارم و پنجم دبستان در منطقه 11 تهران»
محقق: علي سعيدي
استاد راهنما: دكتر علياكبرسيف
استاد مشاور: دكتر ابوالفضل كرمي
پاياننامه كارشناسي ارشد رشته روانشناسي تربيتي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي، بهار 81.
چكيده: با توجه به اهميت خلاقيت در دانشآموزان و تاثيرپذيري خلاقيت فرد از محيط و اينكه معلم مهمترين عامل مؤثر در محيط مدرسه به شمار ميرود، در اين پژوهش رابطه بين خلاقيت معلم و خلاقيت دانشآموزان مورد تحقيق قرار گرفته است، به اين صورت كه ارتباط خلاقيت معلمان با خلاقيت دانشآموزان از طريق مقايسه خلاقيت و عوامل تشكيلدهنده آن از ديدگاه تورنس در دو گروه دانشآموزان داراي معلم خلاق و دانشآموزان داراي معلم غيرخلاق انجام گرفت.
در اين تحقيق ابتدا دو گروه معلم خلاق و غيرخلاق شناسايي شدند. سپس آزمون تفكر خلاق تورنس فرم B بر روي دانشآموزان آنها اجرا شد. جامعه آماري بررسي حاضر شامل 100 نفر در پايه چهارم و 100 نفر در پايه پنجم هستند كه نيمي از آنها داراي معلمان خلاق و نيمي ديگر داراي معلمان غيرخلاق ميباشند.
از مهمترين نتايج تحقيق حاضر اين است كه هم در پايه چهارم و هم در پايه پنجم دانشآموزاني كه داراي معلمان خلاق بودند نسبت به دانشآموزاني كه داراي معلمان غيرخلاق بودند، ميانگين بالاتري در آزمون خلاقيت داشتند. اين تفاوت در هر دو پايه معنادار است، ولي در پايه چهارم اين تفاوت بيشتر مشهود است.
در اين تحقيق عوامل تشكيلدهنده خلاقيت نيز در دو گروه مقايسه شده است و نتايج آن نشان ميدهد كه در چهار عامل سياسي، اصالت، بسط و انعطافپذيري، دانشآموزان كلاس چهارم داراي معلم خلاق از دانشآموزان داراي معلم غيرخلاق ميانگين بيشتري داشتند ولي در كلاس پنجم تفاوت اين عوامل بين دو گروه دانشآموز فقط در عامل بسط، معنادار ميباشد.
پژوهشگر درخصوص تفاوت اين عوامل در كلاس پنجم و تفاوت كمتر بين نمره كلي خلاقيت در دو گروه در كلاس پنجم معتقد است: يكي از دلايل احتمالي براي موارد ذكر شده ميتواند تاكيد معلمان كلاس پنجم بر يادگيري و حفظ عين مطالب كتاب باشد. به اين دليل كه در كلاس پنجم سئوالات را خود معلم طرح نميكند و بنابراين معلمان براي اينكه دانشآموزان آنان بتوانند در امتحانات به اصطلاح نهايي موفق شوند كمتر اجازه نوشتن مطالب غيركتابي به آنها ميدهند. پژوهشگر ميگويد: وقتي معلم بر حفظ مطالب تاكيد زيادي داشته باشد تفكر خلاق اجازه ظهور نمييابد. تحقيقات تورنس نيز اين حقيقت را مورد تاييد قرار داده است كه با توسعه دانش و قدرت قضاوت، قدرت تصور به محدودشدن گرايش مييابد. طبق گفته ريبوت قدرت تصور سريع تر از قدرت استدلال رشد ميكند، بنابراين وقتي استدلال، سير صعودي طي ميكند، تصور به زوال ميگرايد. يكي از دلايل اينكه هرچه بيشتر رشد ميكنيم خلاقيتمان كمتر ميشود آن است كه قرباني عادات ميشويم. در نتيجه تحصيلات و تجارب، عوامل بازدارندهاي در ما ايجاد ميشود كه طرز فكر ما را به سوي جمود ميكشاند و اين عوامل در هنگام برخورد خلاق با مسائل مانع ايجاد ميكند.
تورنس علت تغيير ظرفيت بالقوه خلاقيت را در نتيجه سن چنين توضيح ميدهد. معنيدارترين مقطع سني، كلاس چهارم دبستان و تقريبا در نه سالگي است و سپس در اواخر نوجواني اين رشد و تحول خلاق را بيشتر ميتوان به چشم ديد. به عقيده تورنس، رشد و تحول خلاق با يك ميزان واحد و متحدالشكل رخ نميدهد.
يكي ديگر از دلايل احتمالي تفاوت بين كلاس چهارم و پنجم از نظر محقق اين است كه دانشآموزان پايه چهارم هنوز ويژگي كودكان دبستاني را به طور كامل دارا هستند. در اين سنين كودكان ميخواهند از دستورات تبعيت كنند، بدين ترتيب معلم به عنوان يك بزرگسال مؤثر در زندگي كودك، الگوي كودك يا دانشآموز قرار ميگيرد و دانشآموز با وي همانندسازي ميكند ولي در كلاس پنجم دانشآموزان بيشتر تمايل به همرنگي با همسالان دارند و الگوسازي با همسالان بيشتر است. بنابراين دانشآموزان كلاس پنجم كمتر نظر مخالفي را با بقيه افراد كلاس بيان ميكنند. از طرف ديگر خانوادهها هم به دليل وجود امتحانات نهايي در پايه پنجم بر مطالعه و حفظ مطالب تاكيد بيشتري دارند و شرايط بروز خلاقيت و استفاده از آن را كمتر براي بچهها ايجاد ميكنند.

