تبليغاتX
روزنوشته هاي يك معلم

دوشنبه 30 شهریور1388

اين روزها

اين چندمين بار است كه يا صفحه ورد را باز مي كنم يا بلاگفا را تا چيزي بنويسم ولي دلم نيم ايد. وقتي هم مي خواهم از اچزات و اپرات بنويسم به ياد جمله بالاي وبلاگم مي افتم كه بايد يا چيزي بنويسم كه ارزش خواندن داشته باشد و يا .........

روزگار بد نيست و خرده نان و ته سوزن .. هم مي رسد. گرفتاري هاي دنيا هم كه تمام شدني نيست و به قول پيرمردهاي عبدل ابادي كي توانسته كار دنيا را تمام كند كه من خواسته باشم اين كار را بكنم.

وبگردي من هم شده تنها خواندن چند سايت و وبلاگ محدود. نمي دانم چرا ولي تا به اينترنت وصل مي شوم براي خواندن اخبار به طور اتومات به سايت ................ سر مي زنم و بعد هم وبلاگ خودم و بلاگفا و دوستان و السلام.

 

نوشته شده توسط ع.س در 11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 25 شهریور1388

شاید نتوانیم

 

ما شايد نتوانيم كارهاي بزرگي را روي اين كره خاكي انجام دهيم

 ،اما مي توانيم كارهاي كوچك را با عشقي بزرگ انجام دهيم.

 

                                                                      "مادر ترزا"

نوشته شده توسط ع.س در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 24 شهریور1388

مگس کش

گویند فردی به دوستش کتابی هدیه داد  که خودش در مورد چگونگی کشتن مگس نوشته بود. بعد از مدتی نویسنده از دوستش پرسید کتاب چطور بود؟ مفید بود؟

دوستش جواب داد : آره خیلی. چون تا حالا صد تا مگس باهاش کشتم!

نوشته شده توسط ع.س در 5 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 21 شهریور1388

آب آبی

نوشته شده توسط ع.س در 0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 19 شهریور1388

آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است

 

با اين روند اعلام زمان ثبت نام كه هنوز صورت نگرفته است فكر كنم امسال را بايد رفت و آمد كنم . محل كارم همين جا باشد. كم كم بوي پاييز را مي توان احساس كرد. بوي پاييز را مي توان در شور و شوق بچه ها در ثبت نام و كيف خريدن و مداد و كتاب و زرد شدن برگ هاي درختان انار و كم شدت تيزي آفتاب و  باد خنكي كه از هر سو وزان است احساس كرد. هرچند تابستان با سب هاي زيبا و پر از ستاره اش در حال سپري شدن است ولي به جاي آن آفتاب دوست داشتني پاييز و بويژه زمستان در راه است. پاييز افتابش گرم و سايه اش سرد است و به قول قديمي ها در اين فصل خوب است مثل بهار  سرت در سايه باشد و پاهايت در آفتاب. ولي زمستان افتابش خوب است .

قبرستان بالاي عبدل اباد كه سالها بود كسي را در آن دفن نمي كردند پس از كشمكش هاي فراوان در حال خاكريزي و محو شدن است. و مرده هاي آن در حال فراموشي. چند سال ديگر فقط خاطره اي در ذهن خواهد بود كه روزگاري اين مكان قبرستاني بوده است و ....

اميدوارم همانجوري كه در تابلو نصب شده اش ذكر شده تبديل به كتابخانه اي بزرگ شود كه در خور جمعيت روستا باشد. هرچند كه عبدل اباد كم كم دارد از لحاظ اداري هم شهر مي شود.

 

نوشته شده توسط ع.س در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 17 شهریور1388

شب قدر

امشب شب نوزدهم ماه رمضان است. امشب مومنين در مساجد به شب زنده داري مي پردازند. امشب

 شبي است كه ابن ملجم مرادي كه ازخوارج نهروان بود با شمشير فرق علي (ع) را شكافت و نام خود را

 براي هميشه تاريخ در فهرست ملعونان قرار داد. براي من هميشه اين خانواده كه همه اعضاي آن نقش

 هاي بزرگي در تاريخ اسلام داشته اند دوست داشتني بوده است. خانه اي در آن پدر بزرگ خانواده

 آخرين پيامبر خدا و مادر بزرگ آن خديجه اولين زن مسلمان  و پدر آن علي اولين امام شيعيان و يكي از

 پرماجراترين شخصيت هاي صدر اسلام  و اولين امام شهيد است. امامي كه هنوز خواندن گفتارهاي بي

 بديلش در نهج البلاغه هر انساني را به وجد آورده و باعث شگفتي اش مي شود. و خانواده اي كه

 پسرانش دو امام و دو شهيد و دو مظلوم بوده اند و خانواده اي كه مادر آن دختر و مادر رسول خدا بوده

 است و خانواده اي كه در آن دخترش اسوه صبر و شكيبايي و داغديدگي است.

نوشته شده توسط ع.س در 11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 17 شهریور1388

تکریم ارباب رجوع

یک هفته مانده به مهر هنوز  دانشگاه علامه برای ثبت نام دعوت نکرده . وقتی می پرسی می گویند هنوز از ووزارت علوم اسامی برنگشته. در این یک هفته باید بعد از ثبت نام از تهران نامه اورد برای اموزش و پرورش اینجا و از اینجا برد مشهد و از اونجا برای سازمان کرج و از اونجا برای یکی از مناطق و از اونجا یک مدرسه و ... . خانه هم باید در همین یک هفته گرفت و اسباب کشی هم کرد و اول مهر هم سر کار بود و ...

نوشته شده توسط ع.س در 8 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 شهریور1388

سفر یک روزه بی روزه

می گویند یک خارجی در ماه محرم وارد ایران شد و دید همه جا شله قلمکار و حلیم و آبگوشت و چلو و شربت و ... مجانی (نذری) می دهند. پرسید چه خبر است . گفتند چون این ماه ماه محرم الحرام است این جوری است و .... این بنده خدای خارجی ندید بدید هم رفت تو تقویم گشت و دید ایرانی ها یک ماه دارند که اسمش رمضان المبارک است. با خودش گفت وقتی ماه حرام اینا اینقدر مجانی همه جا ادم می خوره پس ماه مبارکشان چی خواهد بود و خلاصه پا می شه می یاد ایران در ماه مبارک . ولی می بینه نه تنها خبری از اون قضایا و غذاها نیست که نمی گذارند حتی با پول خودش چیزی بخرد!

حالا حکایت مشهد رفتن دیروز من هم تقریبا همین جوری بود!

نوشته شده توسط ع.س در 11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 13 شهریور1388

جومونگ . یهودی یا کره ای؟

روزنامه جوان نوشت:

در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.

در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.

چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.

البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.

نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.

آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.

جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.

در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.

جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.

توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.

اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.

آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.

البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!
نوشته شده توسط ع.س در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 13 شهریور1388

زوج‌‌های بازیگر سینما و تلویزیون ایران

خبرآنلاين» در گزارشي نوشت: می‌‌گویند این جوری خیلی بهتر است. همدیگر را بیشتر درک می‌کنند مشکلات کاری هم را می‌‌فهمند و مدام از شغل هم ایراد نمی‌‌گیرند که این چه کاری است که تو داری؟

زوج‌‌های بازیگر، عموماً در پی یک همکاری مشترک، به هم علاقه‌‌مند می‌شوند و وصلت‌‌شان سر می‌گیرد. نکته اینجاست که اگر سابقه بازیگری‌‌شان زیاد باشد، اخلاقشان را خیلی‌‌ها می‌‌دانند و دیگر نمی‌‌توان گفت کسی بی‌‌گدار به آب زده و بدون شناخت کافی، ‌همسر آینده‌‌اش را انتخاب کند.
آنچه می‌خوانید قسمت‌‌هایی از مطلبی است که در شماره 72 هفته نامه ایراندخت به چاپ رسیده است.

مهدی هاشمی ـ گلاب آدینه
آشنایی و همراهی مداوم «گلاب آدینه» با گروه تئاتری «پیاده» به سرپرستی داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی، ‌به ازدواج او با مهدی هاشمی در سال 56 منجر شد. بنا به گفته گلاب آدینه، برای نخستین بار خودش پیشنهاد ازدواج را با «مهدی هاشمی»‌ مطرح کرده است. این دو بازیگر در فیلم‌‌های «زرد قناری»، «شکار خاموش»‌، «بهترین بابای دنیا»‌ و مجموعه تلویزیونی «سلطان و شبان» با یکدیگر همبازی بوده‌‌اند.

علی مصفا ـ لیلا حاتمی
لیلا حاتمی ثمره زندگی دو سینماگر یعنی زنده یاد علی حاتمی و همسرش زهرا حاتمی است. البته لیلا حاتمی به دلیل تولد دو فرزندش، مدتی بازی در فیلم‌‌های سینمایی را نپذیرفت اما به زودی فیلم جدید او به نام بی‌‌پولی اکران خواهد شد. اولین بازی مشترک حاتمی و مصفا هم به فیلم لیلا به کارگردانی داریوش مهرجویی باز می‌‌گردد که سکوی جهش هر دوی این بازیگران مستعد بود. آنها در فیلم دیگر مهرجویی یعنی میکس هم همبازی شدند. ناگفته نماند که لیلا حاتمی ستاره فیلم «سیمای زنی در دوردست» هم بوده که به تازگی وارد شبکه ویدویی کشور شده.

محمدرضا شریفی نیا ـ آزیتا حاجیان
راستش را بخواهید می‌‌گویند این زوج بازیگر که البته طرف مذکرش ـ جزو همه فن حریف‌‌های سینماست ـ این روزها با یکدیگر زندگی نمی‌کنند هرچند زن و شوهر قانونی‌‌اند. آنها حتی در یک تئاتر هم با هم همکاری داشتند اما همکاری سینمایی‌‌شان بسیار کمرنگ شده.

بهاره رهنما ـ پیمان قاسم‌‌خانی
به نظر می‌‌رسیدکه موفقیت فیلم عاشقانه به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، سکوی جهشی خواهد شد برای دو بازیگر جوانش که بعداً شنیدیم با هم ازدواج کرده‌‌اند. پیمان قاسم‌‌خانی طی سال‌‌های اخیر از موفق‌‌ترین و محبوب‌‌ترین نویسندگان طنز ایران تبدیل شده است. اما بهاره رهنما هم که دغدغه‌‌های دیگری جز بازیگری داردـ نظیر نویسندگی و روزنامه نگاری. این زوج موفق پس از سال‌‌ها در فیلم «سن‌‌پترزبورگ» به کارگردانی بهروز افخمی با یکدیگر همبازی شدند که نتیجه‌‌اش احتمالا امسال خواهیم دید.

امین حیایی ـ نیلوفر خوش خلق
امین حیایی در زمان فیلمبرداری سریال «روزگار جوانی»، با «نیلوفر خوش خلق» آشنا شد. حیایی و خوش خلق پیش از ازدواج، ‌در فیلم «مونس» نیز با یکدیگر همبازی بودند که این فیلم چندان موفق نبود. مانی و ندا نیز نتوانست موفقیتی برای آنها به حساب آید. اما آنها هم زمان با بازی در فیلم «بوی بهشت» ازدواج کردند.

امیر جعفری ـ ریما رامین فر، رامبد جوان ـ سحر دولتشاهی، ‌نیما فلاح ـ سحر ولدبیگی، محسن قاضی مرادی ـ مهوش وقاری، شاهرخ فرتنیان ـ افسانه چهره آزاد، محمود پاک نیت ـ مهوش صبرکن، آتش تقی‌‌پور ـ شهین علیزاده، بهروز بقایی ـ پرستو گلستانی، اصغر همت ـ افسر اسدی، سعید تهرانی ـ لادن طباطبایی، حسن‌پور شیرازی ـ مهناز افضلی، ‌داوود رشیدی ـ احترام‌‌السادات برومند، هم جزو مهمترین زوج‌‌های بازیگر هستند که در ذهن علاقه‌مندان هنر ایران نقش‌‌های ماندگاری را ثبت کرده‌‌اند.

نوشته شده توسط ع.س در 11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 10 شهریور1388

نگاهی نو به مباحثی کهنه

 

بلاخره كلاس روش تحقيق تمام شد و  نكته جالب و نمي دانم خوشحال كننده يا تاسف بار اينكه وقتي از يكي از فعال ترين همکاران شركت كننده در كلاس پرسيدم مباحث دوره چطور بود گفت : وقتي مباحث خارج از درس مطرح مي شد خيلي جالب و آموزنده بود!! بهرحال اگر براي انان اب نداشت براي ما نان داشت و براي شروع مجدد تحصيلات در اين قسمت كمي اماده شدم.

امروز به مجتبي زنگ زدم و  خبر اينكه در چندين ماه اينده ان شاللله پدر خواهد شد را شنيدم و خوشحال شدم. مجتبي حرف جالبي مي زد مي گفت من تا به حال فكر مي كردم وجود بچه مانع ادامه تحصيل خواهد بود ولي وقتي ديدم تو با وجود دو بچه پر سر و صدا قبول شدي من هم گفتم شايد خدا مي خواهد من با بچه و مشكلاتش دكتر شوم و ... . و گفت با خودم گفتم نكند هي الاف كنيم و يك باره ببينم نه بابا شده ام و نه دكتر!

 

 

نوشته شده توسط ع.س در 4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 6 شهریور1388

یاد باد

 

نوشته شده توسط ع.س در 0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 3 شهریور1388

گرفتار

دو روز است صبح ها سرگرم کلاس ضمن خدمت روش تحقیق هستم و بعد از ظهرها هم  رتق و فتق کارهای بنایی. بیکارتر اگر شدم باز هم خدمت خواهم رسید.

نوشته شده توسط ع.س در 4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1 شهریور1388

رتبه ای که باعث خجالت ایرانیان است

به نقل از سایت تابناک:

سرویس اجتماعی ـ درعصر ارتباطات و درحالی که کابینه برخی دولت ها به دلیل عقب ماندن از پیشرفت روزافزون تکنولوژی ارتباطی استیضاح می شوند، ما ایرانیان که ادعای برتری علمی وفن آوری درحداقل خاورمیانه را داریم در بین تمام کشورهای جهان رتبه 186 را درسرعت دسترسی به اینترنت کسب نموده ایم.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، براساس آزمایش و گزارش وب سایت جهانی Speedtest.net ایران در سرعت دسترسی کاربران به اینترنت در رده های پس از کشورهای همچون افغانستان وعراق قرار دارد.

بنابر این گزارش، درکشور ما بیشترین سرمایه گذاری در این بخش توسط بخش خصوصی انجام شده و در حدود 250 میلیارد تومان توسط شرکتهای Pap وIsp و Isdp و به تازگی شرکتهای wimax و همچنین درحدود 6000 نفر از جوانان متخصص ما در این شرکتها مشغول کار هستند که به زودی به خیل عظیم بیکاران خواهند پیوست و تصمیمات مدیریتی غلط، ایشان را بیکار و سرمایه گذاری بخش خصوصی را بر باد خواهد داد.

این تعداد نیروی انسانی و این حجم سرمایه گذاری بخش خصوصی در خاورمیانه و بیشتر کشورها بی نظیر است ولی با این حال اکثر قریب به اتفاق مشترکان اینترنت از وضعیت اینترنت خود ناراضی بوده و دائما در حال جابجایی از این شرکت به شرکت دیگر می باشند تا بتوانند این آب باریکه خود را افزایش دهند و این امر در شهرستانهای کشور نیز بسیار مشهود است.

در حالی که شرکت های فعال در بخش اینترنت از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رایویی مجوز دریافت کرده و بر اساس آن اقدام به سرمایه گذاری نموده اند و با تبلیغات رقابتی استفاده از سرویس های اینترنت پرسرعت در بین مردم ایران رواج پیدا کرده و نیاز مردم به این فنآوری روز دنیا بیشتر شده و اکنون که شرکت های ارئه دهنده اینترنت پر سرعت به سودآوری نزدیک شده اند، به ناگاه براساس یک مصوبه به شرکتهای مخابرات استانی اجازه داده شده که به واگذاری مستقیم اینترنت پرسرعت بپردازند و این امر موجب بیکاری و نابودی بخش خصوصی خواهد شد، چرا که هر چقدر هم شرکت های خصوصی رقیب مخابرات در ارائه اینترنت پرسرعت قویتر هم باشند با این حال نمی توانند غولی همچون مخابرات ایران را از میدان خارج کنند و عملا شرکت های خصوصی با نابودی و ضررهای بسیار مواجه خواهند شد.


نوشته شده توسط ع.س در 6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •