دوشنبه 31 تیر1387
سایه پرنده مرگ بر روی مسافران تابستانی
.jpg)
مرگ 39 نفر در تصادفات جاده ای طی 24 ساعت گذشته
۳۰ تیر ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۴۳ , ۱۲
خبرگزاري انتخاب : مرکز فوريتهاي پليسي 110، آمار تصادفات فوتي و جرحي 24 ساعت گذشته را اعلام کرد.
سروان جعفري نيکو از کارشناسان اين مرکز با بيان اينکه در 24 ساعت گذشته30 فقره تصادف منجر به فوت رخ داده است ، گفت :بر اثر اين تصادفات 39 نفر کشته شدند.
وي افزود: علت 6 فقره از اين تصادفات فوتي واژگوني بوده است.
سروان جعفري نيکو با بيان اينکه در همين مدت 102 فقره تصادف جرحي نيز رخ داده است ،افزود: بر اثر اين تصادفات نيز 150 نفر مجروح شدند.
یکشنبه 30 تیر1387
ای کاش
ای کاش که این شام سیه را سحری بود

شنبه 29 تیر1387
زندگينامه كامل خسرو شكيبايي
خسرو شكيبايي هم مرد!

زندگينامه كامل خسرو شكيبايي

در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صداش می کردند. خسرو شکیبایی متولد فروردین 1323 در خیابان مولوی تهران.
پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ، 13-14 ساله بود _ظاهرا بر اثر سرطان _ از دنیا رفت و باعث شد اون پیش از پایان کودکی وارد زندگی بزرگسالانه بشود.
او قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود ، تو خیاطی و کانال سازی وآسانسور سازی کار می کند. در 19 سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر میرود و بعد از مدتی به عباس جوانمرد ، معرفی و به صورت کاملا حرفه ای بازیگر تئاتر میشود. بازی در تئاتر ادامه داشت تا
بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383)
جوایز / سیمرغ بلورین / جشنواره فیلم فجر:
- هامون / هشتمین دوره
- کیمیا / سیزدهمین دوره
کاندید / جشنواره فیلم فجر:
- یکبار برای همیشه / یازدهمین دوره
- سایه به سایه / پانزدهمین دوره
- کاغذ بی خط / بیستمین دوره
فیلمهای سینمایی:
خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
صاعقه (1364)
رابطه (پوران درخشنده - 1365)
دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
ترن (امیر قویدل - 1366)
شکار (مجید جوانمرد - 1366)
هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
پری (داریوش مهرجویی - 1373)
درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
مزاحم (سیروس الوند - 1380)
اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
ستاره ها (فریدون جیرانی، 1384)
عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
دستهاي خالي
اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد , 1385)
مجموعه های تلویزیونی:
مدرس
خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
تفنگ سرپر (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)
در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی)
-------------------------------
منبع : www.farsisats.com
چهارشنبه 26 تیر1387
مردي به نام پدر

من اكثر اوفات فراغت خود را در خانه مي گذرانم و با كتاب ها و نوشته هايم سرگرم هستم و با خودم مي انديشم اگر كتاب ها و نوشتن نبود من اين همه وقت را بايد چكار مي كردم. البته متاسفانه چند سالي است كه خواندن من كم شده و نوشتنم بيشتر شده و اين خود مي تواند عيب بزرگي باشد. من اكثر اوقات پشت ميز كامپيوترم نشسته ام و مشغول ترجمه تايپ يا وبگردي هستم و بچه هايم نيز با اين وضعيت كنار آمده اند، آنها بر روي صندلي ساكت كنار من مي نشينند و سي دي هاي بچگانه تماشا مي كنند. اما ديشب به مناسبت تولد حضرت علي (ع) در فاطميه عبدل آباد مراسمي جالب و در عين حال جديد برگزار شد. در اين مراسم دور تا دور فاطميه صندلي چيده بودند و جايگاه خاصي هم براي مرشد درست كرده بودند. مراسم بعد از اجراي سرود اجراي ورزش باستاني بود. من قبلاً از مراسم و آداب خاص اين ورزش چيزهايي شنيده بودم ولي از نزديك اين مراسم و تشريفات خاص آن را نديده بودم . دور زدن ها با شلوارك هاي نقش ترمه و مراسم رخصت طلبيدن و بوسيدن خاك و احترام به بزرگ ترها و خواندن حكمت هايي از نهج البلاغه و ارادت خاص به مولاي متقيان و ياري طلبيدن از مولا و مظهر شجاعت و مردانگي از نكات جالب اين ورزش مي باشد. در ضمن در اين مراسم اعلام شد كه به زودي كلنگ زورخانه اي در عبدل آباد به زمين خواهد خورد. به نظر من بارزترين ويژگي اين ورزش اختصاص داشتن اين ورزش به كشور ما ايران مي باشد.
زماني كه در تربيت معلم تحصيل مي كردم دوستي داشتم به نام عبدالله برآبادي. عبدالله از تايباد بود و سني مذهب و اهل مطالعه در خصوص مسايل مذهبي و خوش رو و خوش خلق و جذبه خاصي داشت. در بين بچه هاي اهل تسنن امام جماعت هم بود. عبدالله را من خيلي دوست داشتم و دارم. ولي افسوس كه با جدايي فيزيكي از ديگران خيلي از دوستي ها هم كم رنگ مي شود. علت نقل اين مطلب در اين جا اين بود كه وي روزي نقل م يكرد كه من بارها با خواندن شعر « علي آن شير خدا شاه عرب .... » گريه كرده ام و اشك ريخته ام و مي گفت هر وقت اين شعر شهريار را در وصف حضرت علي ( ع) م يخوانم بي اختيار اشكم جاري مي شود.
چند روز قيل در راديو در اخبار علمي گفته شد كه دانشمندان دريافته اند كه خاك كره مريخ براي كشت شلغم مساعد است. همانجا با خودم گفتم اين خبر سوژه جالبي براي طنزپردازان خواهد شد. تا اينكه ديشب در راديو جوان اين خبر اعلام شد و شعر طنزي هم گوينده براي اين مطلب خواند. مضمون آن شعر اين بود:
اگر جوانيم و كاري نداريم
و يا در جستجوي كسب و كاريم
به جاي واردات جنس چيني
بريم مريخ با هم شلغم بكاريم
ولادت مردي كه شريعتي به او لقب « واقعيتي بر گونه اساطير» داده بود بر تمامي شما مبارك باد.

دوشنبه 24 تیر1387
نصايح پير خانقاه
شروع هر كاري مشكل ترين قسمت آن است. در نوشتن هم شروع يك نوشته از بقيه قسمت هاي ان مشكل تر است. افراد خلاق كه همواره ذهن هايشان مملو از ايده هاي جديد است در نوشتن و شروع نوشته هايشان كمتر مشكل دارند ولي افراد معمولي كه اين مشكل را همواره حس مي كنند ممكن است خيلي از وقتشان را براي پيدا كردن شروع مناسب از دست بدهند. بهترين كار براي غلبه بر اين مانع اين است كه نوشته خود را هر چه كه هست با جمله اي كه به ذهن تان مي رسد شروع كنيد و زياد به كيفيت آن فكر نكنيد. خواهيد ديد كه با شروع نوشته تان انديشه هاي مختلف سيل وار به دنبال آن خواهند آمد. چنانچه بعداً هم از شروع نوشته خود راضي نباشيد مي توانيد آن را عوض كنيد.
ترجمه كتاب خوب پيش مي رود. البته شايد سرعتم مطلوب نباشد ولي به اين نتيجه رسيده ام كه كارهايي مثل ترجمه يا نوشتن مطالبم چون هميشه ادامه دارند بايد در كنار بقيه كارهاي زندگي ام انجام گيرند و نبايد خانواده را به اين خاطر تحت فشار قرار دهم. بنابراين سرعت كم ولي متوازن و متعادل البته با تاخير بهتر است از سرعتي كه ممكن است تصادمي پيش آورد.
پارك باغ گل فيض آباد مكاني زيباست كه داراي درختان كاج قديمي و جديد است و زحمت زيادي براي آن كشيده شده است. پريشب كه شام را با چند خانواده به آنجا برديم غير از چندين خانواده عبدل آبادي كسي ديگر در داخل پارك نبود. البته در قسمت سرسره ها كساني بودند ولي چه خوب است از مواهب طبيعي و پارك هاي شهرمان بيشتر استفاده كنيم.
دوشنبه 24 تیر1387
چپ دستي در كودكان
اغلب افراد در جامعه ، راست برتر هستند . يعني براي انجام كارهايشان از دست و پاي راست بهتر از دست و پاي چپ استفاده مي كنند ولي افرادي هم هستند كه به آنها چپ دست مي گوييم ، اين افراداز همان كودكي همه چيز را با دست چپ ميگيرند و در حقيقت از دست چپ بيشتر از دست راست استفاده ميكنند . البته چپ برتري بيشتر در شروع مدرسه با در دست گرفتن لوازم التحرير مشخص ميگردد . برخي از والدين و يا مربيان به زور مي خواهند بچهها را وادار به نوشتن يا نقاشي با دست راست كنند .
در صورتي كه يك بچه چپ دست را مجبور به نوشتن با دست راست كنيم ممكن است يه علت فشاري كه بر او وارد ميكنيم باعث بروز مشكلاتي از قبيل لكنت زبان در وي گرديم . بنا بر اين بايد بچهها را آزاد گذاشت تا از هر دستي كه دوست دارند استفاده نمايند .
بايد مواظب بچههاي چپ دست بود و آنها را در گرفتن قلم و نحوه قرار دادن كاغذ راهنمائي كرد . همچنين نوك قلم اين دانش آموزان نبايد زياد تيز باشد چون اين كودكان به قلم زياد فشار ميآورند و نوك تيز قلم ميشكند ، نوك قلم را گرد و نرم انتخاب نماييد .
بهتر است بدانيد كه تعداد پسران چپ دست از دختران بيشتر است و چپ دستي هيچ اشكالي در نوع خواندن و قرائت ايجاد نمي كند ، بنا بر اين زياد در مورد چپ دستي فرزندان حساس نباشيد.
دوشنبه 24 تیر1387
زندگی دکتر شریعتی
زندگی دکتر شریعتی
نگاهي به زندگي دکتر علي شريعتي با بازخواني کتاب «طرحي از يک زندگي» نوشته پوران شريعت رضوي
سال شمار زندگی دکتر :
۱۳۱۲: تولد ۳ آذر ماه
۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین»
۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد»
۱۳۲۷: عضویت در كانون نشر حقایق اسلامی
۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد
۱۳۳۱: اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار. شركت در تظاهرات خیابانی علیه حكومت موقت قوام السلطنه و دستگیری كوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن اسلامی دانش آموزان.
۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی
۱۳۳۳: گرفتن دیپلم كامل ادبی
۱۳۳۵: ورود به دانشكده ادبیات مشهد و ترجمه كتاب ابوذر غفاری
۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضاء نهضت مقاومت
۱۳۳۷: فارقالتحصیلی از دانشكده ادبیات با رتبه اول
۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس دولتی
۱۳۴۰: همكاری با كنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه ایران آزاد
۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرك دكترا در رشته تاریخ و گذراندن كلاسهای جامعهشناسی
۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز
۱۳۴۵: استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد
۱۳۴۷: آغاز سخنرانیها در حسینیه ارشاد
۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی
۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی
۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد
۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت.
سال های كودكی و نوجوانی:
دكتر در كاهك متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های كودكی را در كاهك گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مكتب دار ده كاهك).
دكتر در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابنیمین در مشهد، ثبت نام كرد اما به دلیل اوضاع سیاسی و تبعید رضاخان و اشغال كشور توسط متفقین، استاد (پدر دكتر)، خانواده را بار دیگر به كاهك فرستاد. دکتر پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابنیمین برمیگردد. در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیتهای استاد كم میشود. در این دوران تمام سرگرمی دکتر مطالعه و گذراندن اوقات خود در كتاب خانه پدر بود. دكتر در ۱۶ سالگی سیكل اول دبیرستان (كلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.
در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حكومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی كه به تدریج از او روشنفكری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.
آغاز كار آموزی:
با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، دكتر در ادارهی فرهنگ استخدام شد. ضمن كار، در دبستان كاتبپور در كلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم كامل ادبی گرفت. در همان ایام در كنكور حقوق نیز شركت كرد. دكتر به تحصیل در رشته فیزیك هم ابراز علاقه میكرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. دكتر در این مدت به نوشتن چهار جلد كتاب دوره ابتدایی پرداخت. این كتابها در سال ۳۵، توسط انتشارات و كتابفروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابتدایی آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن دانشگاه علوم و ادبیاتانسانی در مشهد، دكتر و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این دانشگاه اقدام كردند. ولی به دلیل شاغل بودن و كمبود جا تقاضای آنان رد شد. دكتر و دوستانشان همچنان به شركت در این كلاسها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آخر با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آخر ترم شركت كنند. در این دوران دكتر به جز تدریس در دانشگاه طبع شعر نوی خود را میآزمود. هفته ای یك بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گهگاه مقالاتی نیز در روزنامه خراسان چاپ میكرد. در این دوران فعالیتهای او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولی شكل ایدئولوژیك به خود نگرفته بود.
ازدواج :
در تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۴۷ با پوران شریعت رضوی، یكی از همكلاسیهایش ازداوج كرد.
دكتر در این دوران روزها تدریس میكرد و شب ها را روی پایاننامهاش كار میكرد. زیرا میبایست سریعتر آن را به دانشكده تحویل میداد. موضوع تز او، ترجمه كتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال دكتر سر موقع رسالهاش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع كرد و مورد تایید اساتید دانشكده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس دولتی شامل حال او شده است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.
دوران اروپا :
عطش دكتر به دانستن و ضرورتهای تردید ناپذیری كه وی برای هر یك از شاخههای علوم انسانی قائل بود، وی را در انتخاب رشته مردد میكرد. ورود به فرانسه نه تنها این عطش را كم نكرد، بلكه بر آن افزود. ولی قبل از هر كاری باید جایی برای سكونت مییافت و زبان را به طور كامل میآموخت. به این ترتیب بعد از جست و جوی بسیار توانست اتاقی اجاره كند و در موسسه آموزش زبان فرانسه به خارجیان (آلیس) ثبت نام كند. پس روزها در آلیس زبان میخواند و شبها در اتاقش مطالعه می كرد و از دیدار با فارسیزبانان نیز خودداری می نمود. با این وجود تحصیل او در آلیس دیری نپایید. زیرا وی نمیتوانست خود را در چارچوب خاصی مقید كند، پس با یك كتاب فرانسه و یك دیكشنری فرانسه به فارسی به كنج اتاقش پناه میبرد. وی كتاب «نیایش» نوشته الكسیس كارل را ترجمه میكرد.
فرانسه در آن سالها كشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سالها قبل آغاز شده بود. دولت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفكران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر كشورها نیز نفوذ كرده بود.
تحصیلات و اساتید :
دكتر در آغاز تحصیلات، یعنی سال ۳۸، در دانشگاه سربن، بخش ادبیات و علوم انسانی ثبت نام كرد. وی به پیشنهاد دوستان و علاقه شخصی به قصد تحصیل در رشته جامعه شناسی به فرانسه رفت. ولی در آنجا متوجه شد كه فقط در ادامه رشته قبلیاش میتواند دكتراییش بگیرد. پس بعد از مشورت با اساتید، موضوع رسالهاش را كتاب «تاریخ فضائل بلخ»، اثری مذهبی، نوشته صفیالدین قرار داد.
بعد از این ساعتها روی رسالهاش كار میكرد. دامنه مطالعاتش بسیار گسترده بود. در واقع مطالعاتش گستردهتر از سطح دكترایش بود. ولی كارهای تحقیقاتی رسالهاش كار جنبی برایش محسوب می شد. درسها و تحقیقات اصلی دكتر، بیشتر در دو مركز علمی انجام می شد. یكی در كلژدوفرانس در زمینه جامعه شناسی و دیگر در مركز تتبعات عالی در زمینه جامعه شناسی مذهبی.
دكتر در اروپا، به جمع جوانان نهضت آزادی پیوست و در فعالیتهای سازمانهای دانشجویی ایران در اروپا شركت میكرد. در سالهای ۴۰-۴۱ در كنگرهها حضور فعال داشت. دكتر در این دوران در روزنامههای ایران آزاد، اندیشه جبهه در امریكا و نامهء پارسی حضور فعال داشت. ولی به تدریج با پیشه گرفتن سیاست صبر و انتظار از سوی رهبران جبهه، انتقادات دكتر از آنها شدت یافت و از آنان قطع امید كرد و از روزنامه استعفا داد. در سال ۴۱، دكتر با خواندن كتاب «دوزخیان روی زمین»، نوشته فرانس فانون با اندیشه های ایننویسنده انقلابی آشنا شد و در چند سخنرانی برای دانشجویان از مقدمه آن كه به قلم ژانپل سارتر بود، استفاده كرد.
دكتر در سال (۱۹۶۳) از رساله خود در دانشگاه دفاع كرد و با درجه دكترای تاریخ فارقالتحصیل شد. از این به بعد با دانشجویان در چای خانه دیدار میكرد و با آنان در مورد مسائل بحث و گفتگو میكرد. معمولا جلسات سیاسی هم در این محلها برگزار میشد. سال ۴۳ بعد از اتمام تحصیلات و قطع شدن منبع مالی از سوی دولت، دكتر علیرغم خواسته درونی و پیشنهادات دوستان از راه زمینی به ایران برگشت. وی با دانستن اوضاع سیاسی – فرهنگی ایران بعد از سال ۴۰ که به كسی چون او – با آن سابقه سیاسی – امكان تدریس در دانشگاهها را نخواهند داد و نیز علیرغم اصرار دوستان هم فكرش مبنی بر تمدید اقامت در فرانسه یا آمریكا، برای تداوم جریان مبارزه در خارج از كشور، تصمیم گرفت كه به ایران بازگردد. این بازگشت برای او، عمدتاً جهت كسب شناخت عینی از متن و اعماق جامعهء ایران و تودههای مردم بود، همچنین استخراج و تصفیه منابع فرهنگی، جهت تجدید ساختمان مذهب.
از بازگشت تا دانشگاه :
دكترسال ۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حكم دستگیری از سوی ساواك بود و متعلق به ۲ سال پیش، ولی چون دكتر سال ۴۱ از ایران از طریق مرزهای هوایی خارج و به فرانسه رفته بود، حكم معلق مانده بود. پس اینك لازمالاجرا بود. پس بعد از بازداشت به زندان غزلقلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت. بعد از مدتی با درجه چهار آموزگاری دوباره به اداره فرهنگ بازگشت. تقاضایی هم برای دانشگاه تهران فرستاد. تا مدت ها تدریس كرد، تا بالاخره در سال ۴۴، بار دیگر، از طریق یك آگهی برای استادیاری رشته تاریخ در تهران درخواست داد. در سر راه تدریس او مشكلات و كارشكنیهای بسیاری بود. ولی در آخر به دلیل نیاز مبرم دانشگاه به استاد تاریخ، استادیاری او مورد قبول واقع شد و او در دانشگاه مشهد شروع به كار كرد. سالهای ۴۵-۴۸ سالهای نسبتاً آرامی برای خانوادهی او بود. دكتر بود و كلاسهای درسش و خانواده. تدریس در دانشكدهی ادبیات مشهد، نویسندگی و بقیه اوقات بودن با خانوادهاش تمام كارهای او محسوب میشد.
دوران تدریس :
ازسال ۴۵، دكتر به عنوان استادیار رشته تاریخ، در دانشكده مشهد، استخدام میشود. موضوعات اساسی تدریسش تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدنهای غیر اسلامی بود. از همان آغاز، روش تدریسش، برخوردش با مقررات متداول دانشكده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگران متمایز میكرد. بر خلاف رسم عموم اساتید از گفتن جزوه ثابت و از پیش تنظیم شده پرهیز میكرد. دكتر، مطالب درسی خود را كه قبلاً در ذهنش آماده كرده بود، بیان میكرد و شاگردانش سخنان او را ضبط میكردند. این نوارها به وسیله دانشجویان پیاده میشد و پس از تصحیح، به عنوان جزوه پخش میشد. از جمله، كتاب اسلامشناسی مشهد و كتاب تاریختمدن از همین جزوات هستند.
اغلب كلاس های او با بحث و گفتگو شروع میشد. پیش میآمد دانشجویان بعد از شنیدن پاسخهای او بیاختیار دست میزدند. با دانشجویان بسیار مانوس، صمیمی و دوست بود. اگر وقتی پیدا میكرد با آنها در تریا چای میخورد و بحث میكرد. این بحثها بیشتر بین دكتر و مخالفین اندیشههای او در میگرفت. كلاسهای او مملو از جمعیت بود. دانشجویان دیگر رشتهها درس خود را تعطیل میكردند و به كلاس او میآمدند. جمعیت كلاس آن قدر زیاد بود كه صندلیها كافی نبود و دانشجویان روی زمین و طاقچههای كلاس، مینشستند. در گردشهای علمی و تفریحی دانشجویان شركت میكرد. او با شوخیهایشان، مشكلات روحیشان و عشقهای پنهان میان دانشجویان آشنا بود. سال ۴۷، كتاب «كویر» را چاپ كرد. حساسیت، دقت و عشقی كه برای چاپ این كتاب به خرج داد، برای او، كه در امور دیگر بیتوجه و بینظم بود، نشانگر اهمیت این كتاب برای او بود. (كویر نوشتههای تنهایی اوست).
در فاصله سال های تدریسش، سخنرانیهایی در دانشگاهای دیگر ایراد میكرد، از قبیل دانشگاه آریامهر (صنعتیشریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلیتكنیكتهران و دانشكده نفت آبادان. مجموعه این فعالیتها سبب شد كه مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع كنند و به كلاسهای وی كه در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. پس دكتر، با موافقت مسئولین دانشگاه، به بخش تحقیقات وزارت علوم در تهران، منتقل شد. به دلائل اداری دكتر به عنوان مامور به تهران اعزام شد و موضوعی برای تحقیق به او داده شد، تا روی آن كار كند. به هر حال عمر كوتاه تدریس دانشگاهی دكتر، به این شكل به پایان میرسد.
حسینیه ارشاد :
این دوره از زندگی دكتر، بدون هیچ گفتگویی پربارترین و درعین حال پر دغدغهترین دوران حیات اوست. او در این دوران، با سخنرانیها و تدریس در دانشگاه، تحولی عظیم در جامعه به وجود آورد. این دوره از زندگی دكتر به دوران حسینیه ارشاد معروف است. حسینیه ارشاد در سال ۴۶، توسط عدهای از شخصیتهای ملی و مذهبی، بنیان گذاشته شده بود. هدف ارشاد طبق اساسنامهی آن عبارت بود از تحقیق، تبلیغ و تعلیم مبانی اسلام.
از بدو تاسیس حسینیه ارشاد در تهران، از شخصیتهایی چون آیتلله مطهری دعوت میشد تا با آنان همكاری كنند. بعد از مدتی از طریق استاد شریعتی (پدر دكتر) كه با ارشاد همكاری داشت، از دكتر دعوت شد تا با آنان همكاری داشته باشد. در سالهای اول همكاری دكتر با ارشاد، به علت اشتغال در دانشكده ادبیات مشهد، ایراد سخنرانیهای او مشروط به اجازه دانشكده بود، برای همین بیشتر سخنرانیها در شبجمعه انجام میشد، تا دكتر بتواند روز شنبه سر كلاس درس حاضر باشد. پس از چندی همفكر نبودن دكتر و بعضی از مبلغین، باعث بروز اختلافات جدی میان مبلغین و مسئولین ارشاد شد. در اوائل سال ۴۸، این اختلافات علنی شد و از هیئت امنا خواسته شد كه دكتر دیگر در ارشاد سخنرانی نكند. اما بعد از تشكیل جلسات و و نشستهایی، دكتر باز هم در حسینیه سخنرانی كرد. هدف دكتر از همكاری با ارشاد، تلاش برای پیش برد اهداف اسلامی بود. سخنرانیهای او، خود گواهی آشكار بر این نكته است. در سخنرانیها، مدیریت سیاسی كشور به شیوهای سمبلیك مورد تردید قرار میگرفت. در اواخر سال ۴۸، حسینیه ارشاد، كاروان حجی به مكه اعزام میكند تا در پوشش اعزام این كاروان به مكه، با دانشجویان مبارز مقیم در اروپا، ارتباط برقرار كنند.
دكتر با وجود ممنوعالخروج بودن، با تلاشهای بسیار، با كاروان همراه می شود. تا سال ۵۰دكتر همراه با كاروان حسینیه، سه سفر به مكه رفت كه نتیجه آن مجموعه سخنرانیهای میعاد با ابراهیم و مجموعه سخنرانیها تحت عنوان حج در مكه بود، كه بعدها به عنوان كتابی مستقل منتشر شد. پس از بازگشت از آخرین سفر در راه برگشت به مصر رفت، كه این سفر رهآورد زیادی داشت، از جمله كتاب آری این چنین بود برادر.
در سالهای ۴۹-۵۰، دكتر بسیار پر كار بود. او میكوشید، ارشاد را از یك موسسه مذهبی به یك دانشگاه تبدیل كند. از سال ۵۰، شب و روزش را وقف این كار میكند، در حالی كه در این ایام در وزارت علوم هم مشغول بود. به مرور زمان، حضور دكتر در ارشاد، باعث رفتن برخی از اعضا شد، كه باعث به وجود آمدن جوی یكدستتر و همفكرتر شد. با رفتن این افراد، پیشنهادهای جدید دكتر، قابل اجرا شد. دانشجویان دختر و پسر، مذهبی و غیر مذهبی و از هر تیپی در كلاسهای دكتر شركت میكردند. در ارشاد، كمیتهیی مسئول ساماندهی جلسات و سخنرانیها شد. به دكتر امكان داده شد كه به كمیتههای نقاشی و تحقیقات نیز بپردازد. انتقادات پیرامون مقالات دكتر و استفاده از متون اهل تسنن در تدوین تاریخ اسلام و همچنین حضور زنان در جلسات، گذاشتن جلسات درسی برای دانشجویان دختر و مبلمان سالن و از این قبیل مسائل بود. این انتقادات از سویی و تهدیدهای ساواك از سوی دیگر هر روز او را بیحوصله تر میكرد و رنجش میداد. دیگر حوصله معاشرت با كسی را نداشت. در این زمان به غیر از درگیریهای فكری، درگیریهای شغلی هم داشت. عملاً حكم تدریس او در دانشكده لغو شده بود و او كارمند وزارت علوم محسوب میشد. وزارت علوم هم، یك كار مشخص تحقیقاتی به او داده بود تا در خانه انجام دهد. از اواخر سال۵۰ تا۵۱، كار ارشاد سرعت غریبی پیدا كرده بود. دكتر در این دوران به فعال شدن بخشهای هنری حساسیت خاصی نشان میداد. دانشجویان هنر دوست را تشویق میكرد تا نمایشنامه ابوذر را كه در دانشكده مشهد اجرا شده بود، بار دیگر اجرا كنند. بالاخره نمایش ابوذر در سال ۵۱، درست یكی دوماه قبل از تعطیلی حسینیه، در زیر زمین ارشاد برگزار شد. این نمایش باعث ترس ساواك شد، تا حدی كه در زمان اجرای نمایش بعد به نام «سربداران» در ارشاد، حسینیه برای همیشه بسته و تعطیل شد، درست در تاریخ ۱۹/۸/۵۱.
آخرین زندان :
از آبان ماه ۵۱ تا تیر ماه ۵۲، دكتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواك به دنبال او بود. از تعطیلی به بعد، متن سخنرانیهای دكتر با اسم مستعار به چاپ میرسید. در تیر ماه ۵۲، دكتر در نیمه شب به خانهاش مراجعه كرد. بعد از جمعآوری لوازم شخصیش و وداع با خانواده و چهار فرزندش دو روز بعد به شهربانی مراجعه كرد و خودش را معرفی كرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت. شكنجههای او بیشتر روانی بود تا جسمی. در اوائل ملاقات در اتاقی خصوصی انجام میشد و بیشتر مواقع فردی ناظر بر این ملاقات ها بود. دكتر اجازه استفاده از سیگار را داشت ولی كتاب نه!! بعد از مدتی هم حكم بازنشستگی از وزارت فرهنگ به دستش رسید. در تمام مدت ساواك سعی میكرد دكتر را جلوی دوربین بیاورد و با او مصاحبه كند. ولی موفق نشد. دكتر در این مدت بسیار صبور بود و از صلابت و سلامت جسم نیز برخوردار. او با نیروی ایمان بالایی كه داشت، توانست روزهای سخت را در آن سلول تنگ و تاریك تحمل كند. در این مدت خیلی از چهره های جهانی خواستار آزادی دكتر از زندان شدند. به هر حال دكتر بعد از ۱۸ ماه انفرادی در شب عید سال۵۴، به خانه برگشت و عید را در كنار خانواده جشن گرفت. بعد از آزادی یك سره تحت كنترل و نظارت ساواك بود. در واقع در پایان سال ۵۳، كه آزادی دكتر در آن رخ داد، پایان مهم ترین فصل زندگی اجتماعی-سیاسی وی و آغاز فصلی نو در زندگی او بود. در تهران دكتر مكرر به سازمان امنیت احضار میشد، یا به در منزل اومیرفتند و با به هم زدن آرامش زندگیش قصد گرفتن همكاری از او را داشتند. با این همه، او به كار فكری خود ادامه میداد. به طور كلی، مطالبی برای نشریات دانشجویی خارج از كشور مینوشت. در همان دوران بود كه كتابهایی برای كودكان نظیر كدو تنبل، نوشت.
در دوران خانهنشینی (دو سال آخر زندگی) فرصت یافت تا بیشتر به فرزندانش برسد. در اواخر، بر شركت فرزندانش در جلسات تاكید میكرد. بر روی فراگیری زبان خارجی اصرار زیادی میورزید. در سال۵۵، با هم فكری دوستانش قرار شد، فرزند بزرگش، احسان، را برای ادامه تحصیل به اروپا بفرستد. بعد از رفتن فرزندش، خود نیز بر آن شد كه نزد او برود و در آنجا به فعالیتها ادامه دهد. راههای زیادی برای خروج دكتر از مرزها وجود داشت. تدریس در دانشگاه الجزایر، خروج مخفی و گذرنامه با اسم مستعار و …
بعد از مدتی با كوشش فراوان، همسرش با ضمانت نامه توانست پاسپورت را بگیرد. در شناسنامه اسم دكتر، علی مزینانی بود، در حالی كه تمام مدارك موجود در ساواك به نام علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی ثبت شده بود. چند روز بعد برای بلژیك بلیط گرفت. چون كشوری بود كه نیاز به ویزا نداشت. از خانواده خداحافظی كرد و قرار به ملاقت دوباره آنها در لندن شد. در روز حركت بسیار نگران بود. سر را به زیر میانداخت تا كسی او را نشناسد. اگر كسی او را میشناخت، مانع خروج او میشدند. و به هر ترتیبی بود از كشور خارج شد. دكتر نامهای به احسان از بلژیك نوشت و برنامه سفرش را به او در اطلاع داد و خواست پیرامون اخذ ویزا ازامریكا تحقیق كند.
ساواك در تهران از طریق نامهیی كه دكتر برای پدرش فرستاده بود، متوجه خروج او از كشور شده بود و دنبال رد او بود. دكتر بعد از مدتی به لندن، نزد یكی از اقوام همسرش رفت و در خانه او اقامت كرد. بدین ترتیب كسی از اقامت دوهفتهیی او در لندن با خبر نشد. پس از یك هفته، دكتر تصمیم گرفت با ماشینی كه خریده بود از طریق دریا به فرانسه برود. در فرانسه به دلیل جوابهای گنگ و نامفهوم دكتر، که می خواست محل اقامتش لو نرود، اداره مهاجرت به او مشكوك میشود. ولی به دلیل اصرارهای دكتر حرف او را مبنی بر اقامت در لندن در نزد یكی از اقوام قبول میكند. این خطر هم رد میشود. بعد از این ماجرا، دكتر در روز ۲۸ خرداد، متوجه میشود كه از خروج همسرش و فرزند كوچكش در ایران جلوگیری شده. بسیار خسته و ناباورانه به فرودگاه لندن میرود و دو فرزند دیگرش، سوسن و سارا را به خانه میآورد. دكتر در آن شب اعتراف میكند كه جلوگیری از خروج پوران و دخترش مونا میتواند او را به وطن بازگرداند، او می گوید كه فصلی نو در زندگیش آغاز شده است. در آن شب، دكتر به گفته دخترانش بسیار ناآرام بود و عصبی … شب را همه در خانه میگذرانند و فردا صبح زمانی كه نسرین، خواهر علی فكوهی، مهماندار دكتر، برای باز كردن در خانه به طبقه پایین میآید، با جسد به پشت افتاده دكتر در آستانه در اتاقش روبهرو میشود. بینیاش به نحوی غیر عادی سیاه شده بود و نبضش از كار افتاده بود. چند ساعت بعد، از سفارت با فكوهی تماس میگیرند و خواستار جسد میشوند، در حالی كه هنوز هیچ كس از مرگ دكتر با خبر نشده بود.
پس از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بدون انجام كالبد شكافی و علت مرگ را ظاهراً انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام كردند. و بالاخره در كنار مزار حضرت زینب آرام گرفت!…
مجموعه آثار:
- با مخاطبهای آشنا
- خود سازی انقلابی
- ابوذر
- ما و اقبال
- تحلیلی از مناسك حج
- شیعه
- نیایش
- تشیع علوی و تشیع صفوی
- تاریخ تمدن (جلد۱-۲)
- هبوط در كویر
- حسین وارث آدم
- چه باید كرد ؟
- زن
- مذهب، علیه مذهب
- جهانبینی و ایدئولوژی
- انسان
- انسان بی خود
- علی
- روش شناخت اسلام
- میعاد با ابراهیم
- اسلام شناسی
- ویژگیهای قرون جدید
- هنر
- گفتگوهای تنهایی
- نامهها
- آثار گوناگون (دو بخش)
- بازگشت به خویش، بازگشت به كدام خویش
- باز شناسی هویت ایرانی ـ اسلامی
- جهت گیریهای طبقاتی در اسلام
- درسهای حسینیه ارشاد (۳جلد)
سخن آخر :
ای نسل اسیر وطنم،
تو میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم. واسلام
جمع آوری از كتاب : طرحی از یك زندگی
زینب .س :: zss_65@yahoo.com
آدرس سايت شرقيان : http://sharghian.com/
یکشنبه 23 تیر1387
ارتباط با فرزندان
بر اساس يافته هاي علمي و تجارب تحقيقاتي نكاتي را درباره ارتباط فرزندان با خانواده يادآور ميشويم . اين نكات به ايجاد خود پندارهاي قوي و احساس خود ارزشمندي در فرزندان كمك فراواني خواهد كرد كه خود اين امور به موفقيت آنان در زمينههاي فردي ، اجتماعي و تحصيلي منجر خواهد شد .
1- هرگز فرزندتان را با ديگر افراد مثل خواهر ، برادر و ساير افراد فاميل و آشنا مقايسه نكنيد .
2- از دعوا و بگومگو در خانواده بپرهيزيد ، زيرا اين بحثها اگر آشكار هم نباشد روحيه فرزندتان را در هم ميشكند .
3- بين فرزندانتان تبعيض قائل نشويد ، حتي اگر يكي را بر ديگري ترجيح ميدهيد .
4- سعي كنيد عواطف و احساسات خاص دوران نوجواني را درك كنيد و هرگز نوجوانتان را مورد تحقير و توهين قرار ندهيد .
5- با فرزندانتان روابطي صميمانه داشته باشيد ، به گونهاي كه آنها بتوانند به شما اعتماد كرده و درد دلها و مشكلات خويش را با شما در ميان گذارند .
6- رفتارهاي خوب آنان را مورد قدرداني قرار دهيد ولي رفتارهاي بد آنان را نيز به آنان تذكر دهيد ولي هرگز خود فرزند و شخصيت او را مورد سرزنش قرار ندهيد .
7- در حد استعداد و توانمنديش از او انتظار داشته باشيد
8- به جاي طرد كردن و قهر و نفرين كه فرزندتان را از شما دور ميسازد سعي كنيد با گوش دادن فعال مشكل روحي يا ناراحتي فرزندتان را برطرف سازيد و به راحتي به او اجازه دهيد كه حرفهايش را با شما بزند .
شنبه 22 تیر1387
وام فروشی = قرض فروشی گران قیمت

یکی از نزدیکان وقتی شنید که قصد ساختن خانه دارم گفت « من وام مسکن گرفتم شما هم بگیر». وقتی از کم و کیف وام گرفتن سوال کردم گفت کاری ندارد یا باید چند میلیون در بانک مسکن بگذاری و بعد از چند ماه از اعتبارش برای وام گرفتن استفاده کنی و یا وام را بخری!
خود این بنده خدا نقل می کرد که من یک وام ۱۲ میلیونی را به دو میلیون خریده ام. یعنی ۱۰ میلیونش را گرفتم و اقدام به خرید خانه کردم. البته با فروش یک زمین و .... .
گفتم اون وقت چه قدر باید برای این ده میلیون بدهی؟
گفت: مثل همه وام ها. بیست و چهار میلیون
!!!!
گفتم یعنی از دوبرابر هم بیشتر؟ گفت اره ولی ضرری ندارد چون تا اون موقعی که بیست و چهار میلیون را بدهی خانه حتماْ شده ۹۴ میلیون تومان. پس هر چه زودتر بجنبی بهتر است.

شنبه 22 تیر1387
دنياي اعداد
ـ بدن انسان از 27 ميليارد سلول درست شده است.
ـ تعداد سلولهاي استوانه اي چشم ، 110 ميليون است.
ـ در هر قطره آب 000/300/3 اتم وجود دارد.
ـ از يـك جـفـت مـوش صـحـرايـي و بـچـه هـاي آنـان در مـدت سـه سال 500 ميليون بچه توليد مي شود.
ـ مغز زنبور عسل يك ميليارد فرمان را در يك ثانيه انجام مي دهد و هزار برابر بيشتر از پيچيده ترين كامپيوترهاي دنيا مي باشد.
ـ در ريه انسان 250 ميليون كيسه هوايي وجود دارد.
منبع : سایت گوناگون دات کام
جمعه 21 تیر1387
بخوانيد و لذت ببريد

زبان فارسي از غناي خاصي برخوردار است و بويژه در نظم آنچنان غني است كه شايد بتوان آن را يكي از غني ترين زبان هاي دنيا ناميد. گاهي اوقات خواندن بيت يا مصرعي انچنان من را مشعوف مي سازد كه ناخودگاه بر سراينده آن احسنت مي گويم. از اين به بعد اگر چنين ابياتي خواندم آن را با شما هم در ميان خواهم گذاشت. من جمله:
مستي به نخست باده سخت است
افتادن نافتاده سخت است
شكل قد مستطيلت كاش مي ديدي حكيم
تا نگفتي افضل الاشكال شكل المستدير
هر چه زود بر آيد دير نپايد
آدمي را عقل بايد در بدن
ورنه جان در كالبد دارد حمار
اگر از خرقه كس درويش بودي
رئيس خرقه پوشان ميش بودي
به قدر عقل هر كس گوي با وي
اگر اهلي مده ديوانه را مي
اي كاش كه هر حرام مستي دادي
تا من به جهان نديدمي هشياري
ديو خوشخوي به از حور گره پيشاني
پنجشنبه 20 تیر1387
شاد زيستن
![]()
انسان موجودي شادي خواه و لذت طلب است .هرگز داشتن مال و اموال ، نشانه خوشبختي و بينوايي و فقر نشانه بدبختي نيست . اگر چنين بود ثروتمندان بايد شادترين و فقرا بدبختترين افراد باشند ،در حاليكه هميشه چنين نيست . شادي و خوشبختي در فكر ماست ، لازمه شاد زيستن جستجوي زيباييها و خوبيهاست ، همه چيز در دست ماست .
· فكر كردن غير از غصه خوردن است ،غصه خوردن هيچ دردي را دوا نمي كند و فايدهاي ندارد ،در حاليكه بر اثر فكر كردن راههايي براي رفع نگرانيها پيدا ميشود .
· هيچ مشكلي تا ابد باقي نمي ماند پس براي رفع يا فراموشي مشكل پيش قدم شويم .
· زماني كه ناراحت هستيم بد نيست محيط را ترك كرده و كمي پياده روي كنيم.
· حركت و ورزش اثر نشاط آوري دارد اگر زمان ناراحتي چند متري را با سرعت بدويم خواهيم ديد كه حالت ناراحتي كاهش مييابد .
· به نكات مثبت وقايع (پيشامد ناخوشايند )نيز فكر كنيم .
· غم و افسردگي مسري است وقتي ما اندوهناك هستيم ديگران هم افسرده و ناراحت ميشوند . همين طور وقتي شاد باشيم چهره ديگران شاد ميشود .پس هنگام ناراحتي بهتر است جمع را ترك نموده و قدم بزنيم.
پنجشنبه 20 تیر1387
ماشین دیپلمه سازی حداد و کارخانه لیسانس سازی ...

یادم می آید زمانی که دانش آموز سال اول دبیرستان بودم کتابی و درسی داشتیم به نام دانش اجتماعی. خدانگهدار همه معلمین باشد آقای فلاح نامی عهده دار آموزش این درس جذاب و جالب بود (البته برای من) . این کتاب نویسنده اش آقای دکتر غلامعلی حداد عادل بود. در فصلی از این کتاب به آسیب شناسی آموزش و پرورش .. پرداخته بود. وی با قلم زیبا و تاثیر گذار خود از این شاکی بود که اموزش و پرورش سالهاست که جوانان را دیپلمه می سازد و از محیط کار و حرف مختلف دور می سازد و آخرش یک دیپلمه تحویل جامعه می دهد که هیچ هنری ندارد و تازه خجالت می کشد که دنبال کاری برود و از این حرف ها. آقای فلاح هم این مطلب را به قدری جالب توضیح می داد که هنوز لحن صدایش در ذهنم باقی است و آن روز به حال آموزش کشورم تاسف می خوردم. امروز من خودمم معلمم و تا حدی در جریان پذیرش دانشجو هستم می بینم که سالانه حدود چند صد هزار دانشجو در دانشگاه های مختلف اعم از دولتی . روزانه . شبانه . غیر انتفاعی . علمی کاربردی . پیام نور ( فراگیر و غیر فراگیر و طرح تجمیع و طرح تابان و آزمون محور و ...) . دانشگاه آزاد و کج و نیم بغل و ...پذیرش می شوند.
حالا چه قدر برای این سیل دانشجو لیسانس و ارشد و دکتر و متخصص و پروفسور و بالتازار و ... کار فراهم شده است خدا می داند. اگر قبلا اموزش و پرورش ماشین دیپلمه سازی به تعبیر آقای حداد بود اکنون دانشگاه ها به کارخانه هاي پرقدرت و رقابتی تولید لیسانس با چند شیفت کاری تبدیل شده اند.
حالا چه كنيم كه نه سيل مشتاق به خارج از كشور مهاجرت نمايند و نه ...!
چهارشنبه 19 تیر1387
ماشین دیپلمه سازی حداد و کارخانه لیسانس سازی ...
فقط حدس بزنید این عنوان برای چه مطلبی است بقیه اش را فردا می نویسم!
.
چهارشنبه 19 تیر1387
«کجا»، «چگونه» ازدواج می کنند؟ (به نقل از ماهنامه جوان)

بهار، بهترین فصل سال برای «ازدواج» اهالی کره زمين است! - صادق عسکری
ازدواج پيوندي است بين زن و مرد که طی رسومی خاص (بسته به قوانين مذهبی، ملی و رسوم فرهنگی کشورهای مختلف) برقرار میشود تا به تشكيل خانواده منجر گردد. مسلما اين آيين با توجه به محل انجام و موقعيت مذهبی و اعتقادی و آداب رسوم مردم، ممکن است به صورتهای گوناگونی انجام پذيرد. در این روزهای بهاری که شاید در فامیل شما هم دختر و پسری خودشان را برای این پیوند آسمانی آماده کنند، بقیه اهالی کره زمین هم مشغول آماده کردن خودشان هستند. اگر موافقید گذر کوتاهی کنیم بر برخی از جالبترين مراسم و آيينهای ازدواج در دنيا ...
بلژيك
در كشور بلژيك عموما عروس لباس سفيد مي پوشد. مرد به خانه ي عروس مي رود و به وي دسته گل مي دهد كه عموما دسته گل سفيد و يا به رنگ هاي روشن است. آن ها به كليسا مي روند. هنگامي كه پدر عروس، عروس را همراهي مي كند تا به همسر آينده اش تحويل دهد داماد در داخل کليسا است و در پايان هنگامي كه از كليسا خارج مي شوند خانواده ها بر سر آن ها برنج مي ريزند که سمبلی از فراوانی نعمت است.
برزيل
مراسم ازدواج در برزيل جزئيات مهم بسياري دارد. به عنوان مثال داماد نمي تواند عروس را در حالي كه لباس عروسي پوشيده است تا قبل از مراسم ببيند. عروس بايد يك چيز كهنه و چيزي نو و چيزي كه قرض گرفته شده باشد را درمراسم استفاده كند. يك نكته ي ديگر آن است كه حلقه بايد حكاكي شده باشد و بر روي حلقه ي عروس نام داماد و بر روي حلقه ي داماد نام عروس حكاكي شود.
چين
چينی ها معتقدند اگر عروس مستقيماً از قابلمه غذا بخورد در روز عروسي اش باران خواهد باريد. رد و بدل كردن دستمال و براي يك ديگر آرزوي خوشبختي كردن نيز از مراسم ازدواج در چين است. هر زوج جديدي پيش تر از آغاز مراسم بايد به پارك بروند و با ديدن همديگر در پارک دستمال هاي جديدشان را با هم عوض كنند و براي يكديگر آرزوي موفقيت و خوشبختي كنند. اين دستمال بايد قرمز باشد و عكس اردك چيني روي آن باشد چرا كه اين اردك ها هميشه كنار هم باقي مي مانند و اين بدان معني است كه زوج و همسرش در كنار هم باقي مي مانند. در مراسم سنتي ازدواج چيني ها، هميشه مهمانان و دوستان مراسم جالب و سرگرم كننده اي را اجرا مي كنند. به عنوان مثال، در طي مراسم يك سيب كه به نخي متصل است رو به رو ي زوج نگه داشته مي شود. از عروس و داماد مي خواهند تا هم زمان سيب را گاز بزنند اما در لحظه اي كه لبان آن ها با سيب تماس حاصل مي كند يكي از دوستان ناگهان آن را عقب مي كشدتا زوج از يکديگر دور شوند و تعادلشان به هم بخورد. نكته ي قابل توجه اين است كه اين عمل هميشه به شادي و خنده هاي بلند منجر مي شود.
كلمبيا
در مراسم ازدواج مسيحيان كلمبيايي يك رسم سنتي وجود دارد كه بعد از مراسم حلقه، داماد و عروس بايستي شمع روشن كنند. اين رسم معناي ويژه اي دارد. هر شمع روشن شده اي نشان دهنده ي زندگي هر يك از آن ها است. پس از آن با هم يك شمع را روشن مي كنند و شمع اوليه اي را كه هر يك جداگانه روشن كرده خاموش مي كنند. شمع روشن باقي مانده بيان گر آن است كه هم اكنون آن دو يكي شده اند و باهم لحظه به لحظه زندگيشان را سپري خواهند كرد.
اروپاي شرقي
در اين كشورها نامزدي مراسمي است كه بيشتر از ازدواج برپا مي شود. يك ماه مانده به عروسي، داماد از پدر دختر تقاضا مي كند تا دختر را از خانه ي پدري اش ببرد. داماد هنگام صبح به همراه گروه موسيقي (در صورتي كه از عهده ي مخارجــش بر آيد) به خانه ي عروس مي رود و تمام همسايگان جهت ديدن تازه عروس بيرون مي آيند و به وي تبريك مي گويند.
ال سالوادور
در مناطقي از ال سالوادو، مراسم ازدواج بدون حضور عروس آغاز مي شود. داماد و تمام افرادي كه به مراســـم دعوت شده اند در اين تشريفات در انتظار عروس هستند. هنگامي كه تشريفات مراسم عروسي آغاز مي شود گروهي متشكل از هفت مرد به خانه ي عروس مي روند. عروس و خانواده اش در انتظار هفت ماشين سفيد هستند كه اين ماشين ها تا زمان رسيدن ماشين حامل عروس تا كليسا، وي را همراهي مي كنند و در آخر به هنگام ورود عروس به كليسا آهنگ عروسي نواخته مي شود.
ونزوئلا
عهد بستن يکی از مهم ترين و فراموش نشدني ترين وقايع در مراسم ازدواج است. در ونزوئلا داماد بايد به عروس قول بدهد كه تا آخر زندگي اش به وي عشق بورزد و هميشه با او بماند. عروس نيز بايد همين قول را تكرار كند. عموما اين گونه است كه زوج يك ليســـــت از اين احكام را دريافت مي كنند و اين عهد و پيمان را براي يكديگر به صورت شـــــعر مي خوانند و اين لحظه بسيار زيبا است.
دوشنبه 17 تیر1387
شما درونــگرا هستيد يا برونگــرا !

روانشناسان انسانها را از نظر اينكه بيشتر متوجه عالم درون باشند يا عالم بيرون به دو دسته درونگرا و برونگرا تقسيم كردهاند . شما هم ميتوانيد با استفاده از جدول زير كه ويژگيهاي اين دو گروه افراد را نشان ميدهد تشخيص دهيد كه فردي درون گراييد يا برون گرا ! البته اين نكته را از ياد نبريد كه اكثر افراد شخصيتي بينابين اين دو گروه هستند يعني نه درون گراي صرفاند و نه برون گراي صرف
|
برون گرا |
درون گرا |
|
- به افراد و اشياء بيشتر توجه نشان ميدهند - در زمان حال زندگي ميكنند - طرفدار اصلاحات اساسي هستند - به خود اعمال و نتيجه آنها توجه دارند - راحت و روان سخن ميگويند - به ورزش و فعاليتهاي حركتي علاقمندند . - زود تصميم ميگيرند و به سرعت به اجراي آن ميپردازند - خونگرم ، زود آشنا و اهل معاشرت هستند |
- به احساسات و افكار خويش بيشتر توجه دارند . - نگران آينده و مال انديش هستند - معمولا محافظهكار هستند . - اصول و معيارها را مهمتر از خود اعمال ميدانند . - در نوشتن بهتر از گفتن هستند - مشتاق كتابها و مجلات هستند - بيشتر وقت خود را صرف طرح نقشه و تجزيه و تحليل آن ميكنند و ديرتر وارد عمل ميشوند . - مردم گريز و دير آشنا هستند . |
یکشنبه 16 تیر1387
سخن بزرگان
-
هلاك پيشينيان شما در آنجا بود كه دزد معتبر را رها و دزد ضعيف را مجازات ميكردند (پيامبر اكرم)
-
به ياري فكر تيرگيهاي فكر روشن و آشكار ميگردد (امام علي (ع)
-
آنان كه از روي فكر كار ميكنند در طوفانهاي زندگي غرق نميشوند
-
آسايش دو پايه دارد ، سلامت جسم و آرامش روان
-
همه افراد آرزو مي كنند كه عمري دراز پيدا كنند ولي هيچكدام دوست ندارند پير شوند
-
دروغگو هميشه در قسم خوردن افراط ميكند
-
غالبا از ناداني وحشت نداريم ، از اينكه ما را نادان بدانند ميترسيم
یکشنبه 16 تیر1387
استفاده از پاداشهاي متنوع براي تشويق دانش آموزان
ا ستفاده از پاداشهاي متنوع براي تشوي
ق دا
نش آموزان
استفاده از پاداشهاي متنوع براي تشويق دانش آموزان
پاداشهايي كه براي دانش آموزان در كلاس درس استفاده ميگردد ، بهتر است متنوع و جديد باشند تا هرچه بيشتر دانش آموزان را براي تكرار رفتارهاي مطلوب برانگيزانند . در زير فهرستي از اينگونه پاداشها آمده است كه ميتواند مورد استفاده معلمان دوره ابتدايي قرار گيرد :
1- استفاده از تشويقهاي كلامي مثل احسنت ، آفرين ، فوق العاده است و . . .
2- در جلو صف قرار گرفتن
3- كشيدن نقاشي بر روي تخته سياه
4- فقط نصف تكاليف را انجام دادن
5- تلفن كردن به والدين و گفتن اينكه فرزندتان فوقالعاده است
6- آوردن يكي از اسباب بازيهايش به كلاس
7- استفاده از مهرهاي تشويق
8- انتخاب يك كتاب براي آنكه معلم آنرا در كلاس براي همه بخواند
9- سرگروه شدن براي يك بازي كلاسي
10- نداشتن مشق شب
11- براي دقايقي معلم كلاس شدن و تدريس يك مطلب در كلاس
12- استفاده از صندلي معلم
پنجشنبه 13 تیر1387
خوابگردی در کودکان و نوجوانان
مترجم : علي سعيدي
مشاور مدارس متوسطه شهرستان مه ولات
برگرفته از سایت اموزش و پرورش خراسان رضوی کارشناسی مشاوره
آیا تا کنون برایتان اتّفاق افتاده است که چند ساعت بعد از خوابیدن، فرزندتان را در حالی که گیج و سر در گم به نظر می آید در راهرو خانه پیدا کنید؟ اگر شما بچّه ای خوابگرد دارید، بدانید که تنها نیستید. هر چند دیدن این صحنه ممکن است مرعوب کننده باشد، ولی خوابگردی مسئله ای شایع در بین کودکان است؛ با این حال اغلب خوابگردها فقط گاه گاهی این کار را انجام می دهند و با رسیدن به سنین نوجوانی معمولاً خوابگردی از بین می رود. با این وجود رعایت چند نکتة ساده می تواند خوابگرد کوچولوی شما را در حال قدم زدن سالم نگه دارد.
خوابگردی چیست؟
خوابگردی علی رغم نامش موارد دیگری به جز راه رفتن در خواب را نیز شامل می شود. رفتارهای خوابگردی می تواند از رفتارهای بی خطر (نشستن در خواب) تا رفتارهای بالقوّه خطرناک (سرگردانی در بیرون از خانه)، و رفتارهای کاملاً نامناسب (کودک ممکن است درب صندوق خانه را باز کند و در داخل آن ادرار کند) گسترده باشد. بدون توجّه به حوادثی که در حین خوابگردی برای بچّه ها اتّفاق می افتد، بعید است که آنان رفتارهایی را که انجام داده اند به خاطر داشته باشند!
وقتی که افراد می خوابند مغزشان از پنج مرحله خواب 1، 2، 3، 4 و REM (حرکات سریع چشم) عبور می کند. این مراحل با هم دیگر چرخۀ خواب را تشکیل می دهند. یک چرخۀ خواب کامل در حدود 90 تا 100 دقیقه طول می کشد. بنابراین هر فردی در حدود چهار یا پنج چرخۀ خواب را در طول خواب شبانۀ متوسط تجربه می کند.
هر چند گاهی ممکن است خوابگردی در مراحل سبک تر چرخۀ خواب اتّفاق بیفتد، ولی اغلب در طول مراحل عمیق تر خواب یعنب مراحل 3 و 4 اتّفاق می افتد. در طول این مراحل مشکل است که فرد بیدار شود و وقتی هم که بیدار شود ممکن است تلو تلو بخورد و برای چند دقیقه گیج باشد.
خوابگردی در بچّه ها ممکن است یک یا دو ساعت بعد از خوابیدن اتّفاق بیفتد و آن ها به مدّت 5 تا 20 دقیقه در هر جایی قدم بزنند.
- علّت خوابگردی چیست؟
خوابگردی در بچّه ها نسبت به بزرگسالان بسیار رایج تر است، چون اغلب خوابگردی ها با بزرگ شدن و رسیدن به سال های اوّلیه نوجوانی از بین می روند. این مسأله ممکن است در بین نسل ها ادامه پیدا کند، بنابراین اگر شما یا همسرتان خوابگرد هستید یا بوده اید، فرزندانتان هم ممکن است همین رفتار را داشته باشند، عوامل دیگری که ممکن است موجب خوابگردی شوند عبارتند از:
-
محرومیت از خواب یا خستگی.
-
خواب از هم گسسته(منقطع).
-
بیماری یا تب.
-
برخی از داروها.
-
استرس (خوابگردی به ندرت به علّت یک مشکل روانی یا هیجانی اساسی رخ می دهد.)
- نشانه های مربوط به خوابگردی:
البته برخاستن از رختخواب و راه رفتن در اطراف در حال خواب آشکارترین نشانۀ خوابگردی است. ولی خردسالان خوابگرد ممکن است هم چنین:
-
در خواب صحبت کنند.
-
بیدار شدنشان مشکل باشد.
-
گیج به نظر برسند.
-
شُل و وِل باشند.
-
وقتی با آن ها صحبت می شود پاسخ ندهند.
-
در رختخواب بنشینند و حرکاتی را مکرراً انجام دهند از قبیل: مالیدن چشم ها یا ور رفتن با پیژامه شان.
هم چنین چشم های خوابگردها باز است، امّا مانند موقع بیداری شان همسان نمی بینند و اغلب فکر می کنند که در اتاق دیگری از منزل هستند یا در مجموع در مکانی دیگر هستند.
گاهی اوقات این حالات ممکن است با خوابگردی همراه شوند:
-
حبس نفس در خواب (Apnea) (توقف کوتاه تنفس در حال خواب).
-
شب ادراری.
-
کابوس های شبانه.
- آیا خوابگردی مضر است:
بیشتر خوابگردها اغلب اوقات در خواب قدم نمی زنند، بنابراین به طور معمول خوابگردی مشکلی خطرناک نیست. با این وجود، وقایع خوابگردی وقتی به طور مکرر یا شدید رخ دهند می توانند خطرناک باشند، چرا؟
زیرا یک بچّۀ خوابگرد، بیدار (هشیار) نیست و ممکن است نفهمد که دارد چه کار می کند، مثلاً پایین رفتن از پلّه ها یا باز کردن پنجره ها.
خوابگردی معمولاً نشانۀ این نیست که از لحاظ عاطفی یا روانشناختی اشتباهی صورت گرفته است؛ و معمولاً موجب هیچ صدمۀ عاطفی نمی گردد. خوابگردها گرایش دارند که خودشان به رختخواب برگردند و احتمالاً حتّی قدم زنی شبانه را به خاطر نخواهند آورد.
- چه کاری می توانم انجام دهم تا فرزندم را ایمن نگه دارم؟
هر چند خوابگردی به خودی خود خطرناک نیست ولی لازم است که جنبه های احتیاطی را رعایت کنید تا فرزند خوابگرد شما احتمالاً کمتر سقوط کند، خارج از خانه قدم بزند یا رانندگی کند(اگر نوجوان شما خوابگرد است).
رعایت نکات سادۀ زیر می تواند به خوابگرد کوچولوی شما کمک کند که صدمه ای به او وارد نشود:
-
در حال خوابگردی او را بیدار نکنید، زیرا این کار ممکن است اورا بترساند در عوض به آرامی او را به طرف رختخوابش راهنمایی کنید.
-
نه تنها پنجره ها و درب های اتاق بچّه را بلکه بقیّۀ اتاق ها را نیز قفل کنید. می توانید از قفل های اضافی یا قفل امنیّت کودک هم برای درها استفاده کنید. سویچ ها باید خارج از دسترس بچّه ها یا بزرگسالی که رانندگی می کند قرار گیرند.
-
برای پیشگیری از سقوط کردن، به خوابگردتان اجازه ندهید که که در یک تخت خوابتاشو یا مرتفع بخوابد.
-
چیزهای شکستنی یا تیز را از اطراف بستر بچّه دور کنید.
-
اشیاء خطرناک را نیز دور از دسترس قرار دهید.
-
موانع را از اتاق فرزندتان و سایر اتاق های منزل بردارید تا از سکندری خوردن جلوگیری کنید. به خصوص اشیاء برنده را از کف اتاق خواب کودک یا اتاق بازی او بردارید.
-
درب های حفاظتی در خارج از اتاق فرزندتان و یا درورودی بالای هر پلّکان نصب نمایید.
- چه کارهای دیگری من میتوانم برای کمک به فرزندم انجام دهم؟
به جز مواردی که خوابگردی به طور منظّم رخ می دهد و یا وقتی که فرزندتان خود را مکرراً در رفتارهای شبگردی خطرناک درگیر می سازد، دلیلی برای درمان شبگردی وجود ندارد. امّا اگر شبگردی فرزندتان فراوان است و یا با رسیدن به سنین نوجوانی از بین نرفت با پزشک فرزندتان صحبت کنید.
برای کودکانی که اغلبدچار شبگردی می شوند، پزشکان ممکن است برنامه ای درمانی به نام «بیدار کردن برنامه ریزی شده» را توصیه نمایند. در این بنامه منقطع کردن چرخۀ خواب به اندازه ای است که به توقف خوابگردی کمک می کند. در موارد نادری هم ممکن است پزشکی برای کمک به خواب بچّه ای دارو تجویز کند.
کارهای دیگری که می توانید برای به حدّاقل رساندن وقایع خوابگردی فرزندتان انجام دهید عبارتند از:
-
با گوش دادن به موسیقی های ملایم یا کاست های آرامش بخش(ریلکسیشن) به فرزندتان در هنگام خوابیدن آرامش بخشید.
-
یک برنامۀ خواب و چرت زدن روزانۀ منظم تنظیم نمایید که در آن هم زمان خوابیدن و هم بیدار شدن لحاظ شده باشد.
-
زمان خوابیدن فرزندتان را زودتر قرار دهید. این کار می تواند خواب آلودگی مفرط را بهبود بخشد.
-
به فرزندتان اجازه ندهید در شب مایعات زیادی مصرف نماید و مطمئن شوید که فرزندتان قبل از رفتن به رختخواب دست شویی رفته است(مثانۀ پر می تواند عامل خوابگردی شود).
-
از مصرف کافئین در نزدیکی وقت خواب اجتناب نمایید.
-
مطمئن شوید که اتاق خواب فرزندتان ساکن، راحت، گرم و نرم و مساعد برای خوابیدن است. سرو صدا را موقعی که فرزندتان می خواهد بخوابد به حدّاقل برسانید (هنگام خوابیدن و چرت زدن).
بار دیگر که فرزندتان را نیمه شب سرگردان دیدید، وحشت نکنید. او را با آرامش و امنیّت به رختخوابش برگردانید. در این صورت احتمالاً هر دوی شما خواهید توانست یک خندۀ حسابی در صبح روز بعد داشته باشید.
منبع:http://www.khedu.ir/article/viewarticle.asp?id=689&catname
=بهداشت%20روان&activestatecode=93
پنجشنبه 13 تیر1387
كودكان نوپا در حال كشف جهان

كودكان نوپا در حال كشف جهان
مترجم : علي سعيدي
مشاور مدارس متوسطه شهرستان مه ولات
برگرفته از نشریه ماهانه پیوند ، شماره 327- دی ماه 1385
فرزند نو پاي شما احتما لا از صبح تا شب در حال چر خيدن در جا هايي است كه شما اصلا انتظار آن را نداريد . او از صندلي هاي آشپز خانه بالا مي رود . چند بار مي توانيد جلوي آن را بگيريد؟ بعد به بازي كردن با ظرف هاي آشپز خانه مي پردازد، و وقتي كه مي خواهد در كارهاي خانه به شما كمك كند، آشغالها را كف اتاق مي ريزد. كنجكاوي يك كودك نو پا گاهي باعث در ماندگي و عذاب والدين مي گردد .
بچه ها به وسيله ي كا وش، محيط اطرافشان را كشف مي كنند. اما كاوش آنها بايد در جا هاي امن صور ت گيرد. هم چنين روش هايي كه آنها به كشف اطرافشان مي پردازند، بايد بي خطر باشد .
وقتي كه فرزند شما كاوش در جهان اطرافش را شروع مي كند، اين موارد را به خاطر داشته باشيد :
· كاوش كردن برا ي بچه ها امري عادي است و از اهميتي فوق العاده برخوردار است.
· كاوش يكي از اولين مراحلي است كه طي آن بچه ها به يادگيري در باره اشياء اطرافشان می پردازند و نيز مي آموزند كه چگونه مسائلشان را حل كنند .
· بچه ها دو ست دارند بدانند كه وسا يل چگونه كا ر مي كنند و چگونه ساخته شده اند .
· مهارتهايي مثل: كشيدن، ايستادن، سينه خيز رفتن، قدم زدن، بالا رفتن، و ديدن، به بچه ها كمك مي كند محيطشان را كشف كرده، آن را بيازمايند.
آيا رفتار فرزند شما عادي است؟
وقتي فرزند شما بين 1 تا 3 سال دارد ، احتمالا به هر چيزي و هر كسي علا قه نشان مي دهد، به ويزه اگر آن كس يا آن چيز، جديد و متفاوت باشد .
او هم مي خواهد قسمتی از كاري را كه شما انجام مي دهيد، انجام دهد . دست به آزمايش محدوديت هايي خواهد زد كه شما برايش وضع كرده ايد . گاهي اوقات كه شما مي خواهيد به او كمك كنيد ، مخالفت كرده ، هم چنان بر آزمايش و انجام همه چيز توسط خودش پافشاري مي كند .
در دنبال مطلب به چند روش، كه بچه هاي خردسال معمولا با استفاده از آن ها به كشف جهان اطرا فشا ن مي پردازند، اشاره مي كنيم :
· از اثاثيه خانه بالا مي رود و به دا خل مكان هاي كوچك مي خزد .
· هر وقت آبي در داخل يك ظر ف، وان حمام، تشت، تنگ ماهي و گودال ها ي آب پيدا مي كند ، شروع به آب با زي مي كنند .
· كابينت ها و كشو ها را باز كرده ، هر چيزي كه داخل آنها وجود داشته باشد، بيرون مي ريزند .
· كيف هاي پول، جعبه ها، صندوقچه ها و ساير بسته ها را بر مي دارند و باز مي كنند .
· به داخل انباري مي پرند و شروع به دستكاري وسايل داخل قفسه ها مي كنند .
· به پرنده ها ، گربه ها و ساير چيز هايي كه بچه ها با آ ن ها بازي مي كنند ، بي پروا نزديك مي شوند .
اهميت كاوش كردن
هرچند كاوش بچه ها مشكلاتي را براي والدين ايجاد مي كند، ولي همان طور كه گفته شد، اين كار از اهمیت زيادي برخوردار است. كاوش كردن سبب رشد ابعاد وجودي مهم در كودكان مي شود.
اولين بعد، رشد هو شي و عقلي بچه ها است. يك بچه نوپا به يادگيري در باره جهان علاقه زيادي دارد و به وسيله حواس خود، يعني ديدن، شنيدن، چشيدن، بو ييدن و لمس كردن به كشف جهان مي پردازد. حواس پنجگانه ي او به وي كمك مي كند كه تفاوت چيز ها را با هم درك كند و بفهمد كه آنها چگونه كار مي كنند.
با آزمايش روش هاي جديد براي دستكاري اشيا و با پرسيدن سولات، يك كودك نو پا شروع به يادگيري چگونگي حل مسايل مي كند .
نتيجه ديگركاوش، رشد عاطفي و اجتماعي است. وقتي يك كودك نو پا به اين نكته پي مي برد كه مي تواند محيط اطرافش را كشف كند و هر وقت نياز داشت دوباره به نزد والدينش برگردد ، نسبت به خود اطمينان پيدا كر ده، اعتماد به نفسش افزايش مي يابد .
كاوش هم چنين براي رشد جسماني ضروري است.كو دكان نوپا براي كشف اطرا ف خود نياز به تحرك و فعالي دارند. اين حركات در آنان باعث به وجود آمدن هماهنگي ميان دست و چشم مي گردد. آنان هم چنين هماهنگي چشم و دست را با راه رفتن، دويدن، بالا رفتن و پريدن و به كارگيري ماهيچه هاي بزرگ به دست مي آورند .
كمك به فرزندان براي كاوش بي خطر
كودكان نو پا سعي مي كنند هر چيزي را با دستن لمس كنند. والدين اين كودكان اغلب احساس خستگي مي كنند. تنها تماشاي يك كودك نوپا كه مدام از اين طرف به آن طرف مي رود، مي تواند خسته كننده باشد .
سالم و ايمن نگه داشتن كودك نو پا احتياج به توجه مداوم دارد و گاهي اوقات به نظر مي رسد كه والدين براي يك دقيقه هم نمي توانند راحت باشند .
در كنار خطر هايي كه كنجكاوي و كاوش براي بچه ها دارد، همان طور كه پيش تر ذكر شد، چون باعث يادگيري مي شود، ارزشمند است. گاهي اوقات ممكن شما است بخواهيد نياز فرزند تان به كشف و كاوش را متوقف سازيد، ولي به خاطر داشته با شيد كه كشف و كاوش براي رشد كودك ضروري است. پس به جاي اين كار توجه خود را بر فراهم كردن مكان هايي امن براي فرزند تان كه در آن به يادگبري و كاوش سالم بپردازد، متمركز نماييد. شما اگر بعضي از چيز هاي خطر ناك را از محيط خانه حذف كنيد، مجبور نخواهيد بود هميشه به دنبال كودك نو پايتان بدويد. كودک شما خيلي فعال است و براي انديشيدن در مورد ا منيت، خيلي كوچك. او چيز هايي را كه در سر راهش قرار دارند ناديده مي گيرد و پستي ها و بلندي ها او را متوقف نمي سازد. شما هرگز نمي توانيد بچه اي در اين سن را بدون نظارت رها كنيد .
رعايت نكات زير مي تواند به شما در حفاظت از فرزندتان در برابر خطر ها كمك كند :
· براي پلكان ها و بالكن ها در هاي امنيتي و حفاظ نسب كنيد .
· راه هاي ورود به ا طراف پنجره هاي بدون حفاظ و باز را ببنديد .
· پريزهاي برق را بپو شانيد .
· همه ي مواد دارويي وسمي (مثل مواد شوينده ) را در يك قفسه كابينت قرار داده آن را قفل كنيد .
· به فرزندانتان ياد بدهيد چگونه با امنيت از پلكان بالا و پا يين بروند .
· مكان هايي را كه بچه ها در آن جا بازي مي كنند از هر لحاظ ايمن ساخته ، اسباب بازي هاي بي خطر برايشان فراهم كنيد .
· اين را بدانيد وقتي فرزندتان در حال انجام يك عمل خطرناك است، حرفهاي شما هميشه او را متوقف نخواهد كرد. پس با سرعت و قا طعيت او را متوقف كنيد، سپس برايش توضيح دهيد كه چرا اين كار را كرديد .
· وقتي به مداخله فوري شما نباز است، در دسترس باشيد( براي مثال در كنار يك پلكان يا اتومبيلي كه با سرعت حركت مي كند ).
بازي و يادگيري
كودك نوپاي شما بين 1تا 3 سالگي خيلي فعال و پر جنب و جوش است. او از مهارت هاي فيزيكي و كلامي جديد استفاده خواهد كرد تلاش می کند تا هر چيزي را كه در اطرافش و جود دارد، كشف كند. همانطور كه كو دك شما رشد مي كند زمان كمتري را صرف كاوش خواهد كرد و بيش تر به بازي كردن خواهد پرداخت. هم چنان كه او به تمرين مهارتهاي عقلاني، جسماني و اجتماعي مي پردازد و در انجام آنها ماهر مي گردد، بازي كردن شغل اصلي وي مي شود .
- براي كمك به رشد فرزندتان راه هايي را طراحي كنيد كه چيز هاي جالب و جديدي در خانه و دور و بر خود كشف كند .
- در مورد بازي هاي جديدي فكركنيد كه با اشكال، رنگ ها، اندازه ها و تركيب ها سر و كار دارند .
- به مكانهاي جديد مثل فروشگاه ها، پارك ها يا يك باغ وحش سر بزنيد و در مورد چيز هايي كه در اين مكان ها پيدا مي كنيد، با فرزندتان صحبت كنيد .
- به فرزندتان اجازه دهید كه با شما ظرفهاي پلاستيكي را بشويد يا به او اسباب بازي هايي بدهيد كه با آنها در وان حمام بازي كند .
- مكان هاي بي خطر تدرك ببينيد كه به داخل آنها بخزد، در آنها مخفي شود، بالا برود و به كاوش بپردازد ( براي مثال شما مي توانيد با ملافه روي يك ميز را بپو شانيد و برايش يك غار فرضي بسازيد ) .
- در حالي كه قدم مي زنيد، سواراتو بوس مي شويد، يا رانندگي مي كنيد، در مورد چيزهايي كه مي بينيد يا صداهايي كه مي شنويد، صحبت كنيد .
- به فرزندتان اجازه دهيد كه در آماده كردن غذاهاي ساده به شما كمك كند تا از اين طریق همه بافت ها ، اشكال، مزه ها و رنگ ها را كشف نمايد (باز هم براي زندگي آماده شود).
اكتشاف از طريق سوال كردن
كنجكاوي كودك نو پا هيچ حد و مرزي نمي شناسد. حتي اگر بدون وي به در آرامش باشد، چشم هاو ذهنش مشغول خواهد بود. به تماشاي ديگران مي پردازد. اگر شما مي شنويد كه فرزند تان د ائما (( چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ )) مي کند، به خاطر داشته باشيد كه او به همين طريق ياد مي گيرد.
بچه ها از بزرگسالان سوالات زيادي مي پرسند، زيرا آنها احتياج به زمان دارند تا جواب هايي را كه به دست آورده اند، درك كنند. سعي كنيد با دادن اطلا عات كافي ونه زايد، تعادل را حفظ كنيد .
اكتشاف به وسيله ي كتاب ها
كتابها نيز مي توانند به بچه ها كمك كنند كه در مورد جهانشان چيزهايي ياد بگيرند. كتاب خانه ها و كتاب فروشي ها كتاب هاي زيادي دارند كه مي توانید آنها را با فرزند نو پايتان بخوانید. كتاب ها بچه ها را تشويق مي كنند كه از طريق شخصيت هاي داستان چيزهايي را كشف كنند. كتاب ها مي تواند براي بچه هاي نو پا بسيار لذت بخش با شند و علاقه به مطالعه را در دوره هاي بعدي زندگي در آنها به وجود آورند.
پنجشنبه 13 تیر1387
شخصيت و شغل

شخصيت و شغل
آيا ميدانيد كه بين شخصيت افراد و شغلي كه آنها انتخاب ميكنند ، ارتباط وجود دارد ، «جان هالند» از روان شناساني است كه معتقد است انتخاب شغل ، بيانگر نوع شخصيت فرد است . در نظريه اي كه جان هالند در همين مورد ارائه كرده است ميگويد :
اكثر شاغلان يك شغل خاص ، ويژگيهاي شخصيتي مشابه دارند ، به همين خاطر مردم عادي رياضي دانان را آدم هاي دقيق و نكته سنج و مديران را انسانهاي جاه طلب و….. ميدانند .
هالند پس از پژوهش هاي متعدد ، شش نوع شخصيت را در رابطه با انتخاب انواع شغلها معرفي كرده است ، (البته اين در صورتي است كه انتخاب شغل از روي ناچاري نباشد بلكه واقعاً انتخابي باشد ):
1-شخصيت واقع گرا : افرادي فعال و پر خاشگرند و اعمال عيني را بر فعاليتهاي ذهني ترجيح ميدهند ، مانند : مهندسان و صنعت كاران و عكاسان .
2-شخصيت هوشمند : افرادي وظيفه شناس و متفكرند و احساس مسؤليت خوبي را از خود نشان ميدهند ، اين افراد بيشتر به فعاليتهاي ذهني ميپردازند تا كارهاي عملي ، مانند زيست شناسان، شيمي دانان ،رياضي دانان.
3-شخصيت اجتماعي: افرادي برونگرا و خوش مشرباند كه روحيه كمك كردن ، بشر دوستي و برقراري ارتباط با ديگران در آنها ديده ميشود ، مانند :روان شناسان ،مددكاران اجتماعي ،خبرنگاران و معلمان.
4-شخصيت قراردادي : اين افراد وسواسي ، حسابگر و منظم هستندكه به اصول و عقايد اهميت زيادي ميدهند . مانند :آمارگران ، بازرسان و حسابداران .
5-شخصيت هنرمندانه: اين افراد درون گرا واحساساتياند كه علاقه دارند احسساتشان را از راه هنر بيان نمايند . مانند : موسيقي دانان ، و هنر پيشگان.
6-شخصيت كاسبكارانه : افراد ماجرا جو ، جاهطلب و پول دوست هستندكه از رقابت كردن لذت ميبرند، مانند : پزشكان ، بازرگانان و مديران.
پنجشنبه 13 تیر1387
« بررسي نقاشي كودكان »

يكي از عناصري كه در نقاشي كودكان و نوجوانان ديده ميشود خانه است كودكان از سنين خردسالي به ترسيم خانه در نقاشي خود ميپردازند ترسيم خانه همانند ترسيم درخت و آدمك معرف من كودك است تا حدي كه گاهي با شكلهاي مركب مانند آدمك، درخت، خانه، درخت يا آدمك، خانه مواجه ميشويم .
در يك خانه امكان متمايز كردن سه بخش يعني زيرزمين، ساختمان اصلي و بام وجود دارد.
زير زمين
زیر زمین به ندرت به تصوير كشيده ميشود و قلمرو پنهاني، زيرزميني و غير قابل رؤيت را تشكيل ميدهد و دربرگيرندة ارزشهاي ناهشيار است.
ساختمان اصلي
ساختمان اصلی كه شامل پنجرهها و دربها نيز هست بخش زنده و مسكوني خانه را تشكيل ميدهد به عبارت ديگر به منزلة اندام خانه و قلمرو زندگي و مبادله است .
بام خانه
بام خانه از زاوية رمزي با قلمرو فكر و تخيّل مطابقت دارد .
دريچههاي خانه
دریچه های خانه را ميتوان با دريچههاي روانشناختي قابل مقايسه است بدين ترتيب پنجرهها و يا دربهاي بزرگ نشان دهندة دريافت پذيري فرد ميل به تقسيم و ماركت نياز ارتباطي، روحيهاي باز و متمايل به برونگرايي است از پنجرهها ميتوان بيرون را تماشا كرد و به يك معنا نگاره خانه را تشكيل ميدهند و بر اساس تفسير آنها ميتوان دريافت كه كودك زندگي را چگونه ميبيند و با چه چشماني به دنيائي كه وي را احاطه كرده است مينگرد پنجرههاي مزين به گلها يا پردههايي شاد و گلدار نشاندهندة خوشبيني نسبت به زندگي است بالعكس پنجرههاي سياه رنگ و بيروزنه يا كركرههاي بسته، اضطراب ارتباطي و يا امتناع از ديدن پارهاي از چيزها را برجسته ميسازد در مورد اخير ميتوان فرضية وجود افسردگي را نيز عنوان كرد فرضيهاي كه تأييد آن مستلزم وجود نشانههاي همگراي ديگر نيز هست.
پنجشنبه 13 تیر1387
تحليل نقاشي كودكان (قسمت دوم )

يكي از اشكالي كه در نقاشي كودكان و نوجوانان غالباً ترسيم ميشود ،درخت است . درخت به وسيله ريشه هاي نامرئي و شاخسار سر به فلك كشيده آن ، نقطه اتصال اعماق تاريك زمين و قلمرو آسمان است . ويژگي مركزي يعني تنه آن ، نيرو و پايداري را القا مي كند و تغييرات درخت در خلال فصل ها ،چرخه هاي زندگي و مرگ را متبلور ميسازد . مانند همه آثار ترسيمي ، نقاشي درخت نيز بر حسب سن و شخصيت كودك متحول ميگردد . در خلال دوره پيش دبستاني (بين 4 تا 6 سالگي )غالباً با ترسيم كاملاً كودكانه درختي كه تنه آن با يك خط كشيده شده و شاخه آن مانند انوار خورشيد هستند مواجه ميگرديم . در نقاشي هاي كودكان اين سنين تنة درخت تقريباً همواره بزرگتر از قسمتهاي ديگر آن كشيده مي شود واين نكته به هيچ وجه شگفت انگيز نيست ،چه اينكه نشان دهندة نياز به حركت و بيان كشاننده هاي حياتي به گونه گسترده وبلا فاصله است .
اكنون بررسي تك تك اجزاء درخت مانند ريشه – تنه –شاخه و برگ آن ميپردازيم .
ريشه ها : در صورتي كه به شكل ساده و كم عمق ترسيم گردند ،جستجو ي پايداري و نياز به دانش را نشان مي دهند تا سن 11 سالگي ، اغلب كودكان ،ريشه ها را به تصوير نميكشند و در حوالي دوره بلوغ ،يعني دورهاي كه نوجوان توانايي هاي غريزي خود را با شدت بيشتري احساس ميكند و مسائلي را در باره جنسيت مطرح مي نمايد با فراواني بيشتر ترسيم ريشه ها مواجه ميشويم . ريشة بزرگ مبين مشكلات سازشي است . در صورتي كه تنه درخت با ريشه آن مساوي باشد ،نشانه شدت كنجكاوي است كه به برانگيختن اضطراب منتهي شده است .
تنة درخت به منزله نماد منابع حياتي ، شيوة جاي گرفتن در بين ديگران و چگونگي رابطه با زندگي عيني وروزمره را برجسته ميسازد . درخت با قاعده تنه و حد تماس آن با زمين ، چگونگي ادخال كودك در محيط را نشان ميدهد . پهن شدن قاعده تنة درخت مبين استواري درخت است و به منزله تجسس يك موضع مستحكم تلقي ميشود . لذا افراط در اين زمينه ، نشان دهندة كندي يا باز داري كم و بيش مشخص است .
(ادامه دارد )
به نقل از كتاب ارزيابي شخصيت كودكان با استفاده از آزمون هاي ترسيمي
چهارشنبه 12 تیر1387
بررسي نقاشي كودكان از ديدگاه روانشناسي (قسمت اول)

بررسي و درك زبان نقاشي ، اطلاعات ارزنده اي در اختيار والدين ، مربيان ، روانشناسان و همه كساني مي گذارد كه خواهان درك و دريافت راز و رمز جهان كودك هستند .
اكتشاف نظام دار اين قلمرو به آخرين دهه هاي قرن گذشته باز مي گردد و بر قوانيني متكي است كه خط شناسي از آنها سود جسته است . همچنين روانكاوي نيز به غناي اين موضوع كمك زيادي نموده است .
كودك همه مسايل زندگي خود را به واسطه نقاشي به تجربه در مي آورد ، خود را مي آزمايد ، و «من» خويشتن را بنا مي كند . خطوط ترسيمي ، انعكاسي از دنياي هيجاني او هستند و نقاشي به تنهايي به منزله جهاني است كه به موازات افزايش هشياري و دگرگوني هاي كودك ، متحول مي گرددانتخاب رنگ از نظر روانشناسي مفهومي بي چون و چرا دارد . براي تجزيه و تحليل و نتيجه گيري از آن حتماً بايد عامل سن كودك را در نظر داشت . رنگ هميشه معرف و وسيله اي براي بيان و ارتباط احساسات و عقايد بوده و هست ، بطوري كه مي توان با زبان رنگها صحبت كرد . از طرف ديگر رنگ در زندگي روزمره معني و اهميت خاصي دارد .يك رنگ در نظام اجتماعي مشخصي ممكن است داراي مفهومي باشد كه در نظام ديگر معني متضاد آن را بدهد . به طور مثال در كشور موزامبيك سياه رنگ خوشي و شادي است ، در حاليكه در برخي از كشورهاي ديگر مثل ايران سياه نشانه حزن و سوگواري است . رنگ قرمز در همه جا معاني قدرت را القا مي كند چون با خون كه نماد زندگي است همرنگ است . برعكس در كشور تبت رنگ قرمز نشانه شيطان و خوي پليد است . در يكي از مناطق ژاپن رنگ قرمز نشان دهنده بد سرشتي ، رنگ زرد نشان دهنده شادماني و رنگ آبي نشانگر ترس و غم است . همه مردم بين رنگ سرد و گرم تفاوت قائل مي شوند ، زيرا رنگ هاي گرم تحريك كننده ، هيجان آور باعث جنب و جوش ، الهام دهنده ي روشني و شادي در زندگي و مولد حركت هستند ، در حاليكه رنگ هاي سرد برعكس نشان دهنده حالت هاي سكون ، بي حركتي و تلقين كننده غم و انده مي باشند.

سه شنبه 11 تیر1387
اندر احوالات شيخنا و مولانا
راويان سخن و طوطيان شكر شكن نقل همي كنند كه شيخنا «................» ، آن وزير بي نظير و آن صاحب هيبت و صولت و تازه آمده به دولت و آن دهنده بن نخود و عدس و آن ممدوح همه كس و آن كاهنده اضافه كار معلمان و آن هميشه در كنار معلمان و آن صرفه جوي بي همتا و آن دولتمند هميشه سرپا و ان آمده از پيام نور و آن چسباننده نان بر تنور و آن صاحب افكار بديع و ان داراي مقام منيع، چون بر كرسي وزارت بنشست در دم هزار هزار بخشنامه صادر كردي هر يك از ديگري بهتر. نقل كنند كه شيخنا را آن قدر كرامات بودي كه نبشتن و خواندن همه محالست. از ان جمله است كه بخشنامه ها خود در جلوش امضا شدي و با اشاره ابرو بخشنامه هاي چنان بكري صادر كردي كه همه انگشت تحير به دهان گرفتي و گفتي « اوه» و گروهي ديگر از مريدان با ديدن اين كرامت وي همه يك صدا بگفتي « عجب بخشنامه ها از خود در وكردي!»
روزي از روزها مريدان چنان بر گرد شيخ حلقه زده بودي كه مريدان شيخ عبدالله انصاري بر گردش حلقه نزدي و از محضرش تلمذها ننمودي. مريدي شيخ را ندا داد كه يا شيخ چگونه باشد كه سي و هشت تلميذ را در كلاسي كردي و به آنها آموزش دادي و چگونه اين امر حاصل خواهد شد. جمله مريدان خواستند آن مريد معترض را بكشتي كه شيخنا ندا دادي كه واگذاريدش تا بفهمانمش [ در بعضي از نسخ نقل است كه شيخنا گفتي بگذاريدش تا خرفهمش كنم] . پس شيخ وردي در گوش آن مريد خواند كه در دم جان بدادي، و اين كرامت شيخ را هزار نفر نقل نمودند.
مصرع
شیخ ما را صد هزاران فضل بود
شنبه 8 تیر1387
گفتگوهاي تنهايي

امروز براي گرفتن پروانه ساخت خانه به شهرداري رفتم و از انجا هم من را به نظام مهندسي فرستادند. براي نقشه و نظارت حدود 450 هزار تومان و به همين مقدار هم براي شهرداري بايد پرداخت. براورد مي شود حدود هشت ملیون تومان هم اهن لازم داشته باشد. حالا شما حساب كنيد با حقوق معلمي يك پروانه چه قدر بايد براي يك شمع بسوزد تا خانه اي روشن گردد؟
- Remember, the only one who can make you excel is you and no one else
اين هم يكي از آن جملاتي است كه هنگام ترجمه مقاله اي مرا تحت تاثير خود قرار داد. نويسنده ابتدا مطالب مختلفي را در مورد بالا بردن عزت نفس گفته و در نهايت اين جمله زيبا و تاثيرگذار را براي ازبين بردن توهمات پوچ ما بيان نموده است. كه بدانيم هيچ كسي نمي تواند جز خودمان به ما كمك كند.
چند روز قبل از كوچه باغ هاي عبدل اباد كه به قنات روستا منتهي مي شد با ماشين رد شدم دلم گرفت. اين كوچه باغ قبلاً به اذعان همه كساني كه از انجا گذشته اند يكي از زيباترين كوچه هاي دنيا بود. ولي افسوس كه مثل تمامي ثروت هايي كه تا داريمشان قدرشان را نمي دانيم اين كوچه هم چنين بود و همان سرنوشت را پيدا كرد. طول اين كوچه تقريباً يك كيلومتر مي شد و از اول تا آخر آن جوي زيباي آبي بود كه درختان بيد كنار آب آن منظره اي بهشتي ساخته بود ولي افسوس كه گذشتگان با تلاش و حفر قنات و كاشت درختان منظره اي زيبا و روح انگيز ساخته بودند و انسان هاي مدرن اين طبيعت زيبا را با ناداني خود از بين بردند. جوي سيماني كه با وام بلاعوض جهاد سازندگي ساخته شد نقطه شروعي براي پايان طبيعت زيبا بود.
اين كره اي هاي زرنگ هم عجب فيلم هايي مي سازند! هر سريالشان يك داستان هزار و يك شب است كه پس از جرح و تعديل هاي لازم بازم بيش از 50 ساعت انها باقي مي ماند. ضمناً بعد از سريال جواهري در قصر و امپراطور دريا سريال جديد تاجر پوسان با هنرمندي يانگوم و ساير اذناب آبدارخانه نه ببخشيد اشپزخانه سلطاني يا همان عمله مطبخ خودمان در راه است. راستي اگر فيلم شاهان قاجار را اين كره اي ها بسازند چه سريال هاي جالبي در خواهند آورد.
خيلي خسته ام. خسته خسته. هيچ كاري نكرده ام اما خسته ام. افكار بيخود و مزاحم و گوناگون ذهنم را در اشغال خود دراورده اند و دارند مانند موريانه مغزم را مي خورند. روحم بسيار خسته است. دوست دارم دوباره همان كودكي شوم در آغوش مادرم گريه كنم. زار بزنم. زار. و هيچكس نپرسد كه چرا مي گريي. و هيچكس نخواهد كه بزرگ باشم.
گاهي مثل همين گاه خود نمي دانم چه مي خواهم. چرا چنين احساسات متضادي مرا محاصره مي كنند. الان هم نمي دانم تا كجا مي خواهم ادامه دهم.
درد بودن بزرگ ترين درد هر انساني است كه مي داند هست و نمي داند چرا بايد باشد
جمعه 7 تیر1387
شوخ طبعي و رويارويي با مشكلات

آيا شما در هنگام رويارويي با مشكلات از شوخ طبعي استفاده ميكنيد يا خير ؟براي اينكه جواب اين سوال را پيدا كنيد به سؤلات زير جواب دهيد :
1-هنگامي كه در موقعيتهاي دشوار قرار دارم ، معمولا به دنبال گفتن مطلبي خنده دار هستم .
2-اغلب احساس كرده ام كه اگر در موقعيتي باشم كه بايد گريه كنم يا بخندم ، ترجيح ميدهم بخندم .
3-اغلب هنگامي كه مشكل دارم ،شوخ طبعي خود را از دست ميدهم .
4-بايد بپذيرم كه اگر شوخ طبعي بيشتري داشتم ، زندگيام آسان تر بود.
5-معمولاً ميتوانم حتي در موقعيتهاي سخت ، مطلبي براي خنديدن پيدا كنم .
6-تجربه كرده ام كه شوخي اغلب راه موثري ، براي رويارويي با مشكلات است .
افرادي كه از شوخي به عنوان يك مهارت رويارويي استفاده ميكنند معمولاً با جملههاي 1،2،5 و 6 موافق و با جملههاي 3و4 مخالفند.
جمعه 7 تیر1387
نامه ای به سبک بیست سال قبل

با سلام خدمت ....
این روزها روزهای کربلا و مکه است. امشب ولیمه حج عمره بود و دایی و خاله از مکه آمده بودند با چند تن دیگر از اقوام. خاله من بیش از ده بار مکه رفته و خودش هم یادش نیست که تعدادش چه قدر است و به همین تعداد هم کربلا و سوریه! هر بار که می آید می گوید خدا قبول کند دفعه اخر است ولی چند ماه بعد باز می بینی نوای هر که دارد هوس تفریح و ... بسم ا.. بلند می شود.
رضا که عمل جراحی اش تمام شده احتمالاْ ده جلسه باید رادیو تراپی برود. خدا کند که اذیت نشود و آن هم به خیر بگذرد. ولی روحیه اش خوب است.
پدر و مادرم هم امروز به کربلا رفتند. تو این هیر و ویر و کشت و کشتار عراق هوس کربلا هم کلی ماجراست.
هفته آینده یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه کارگاه اقدام پژوهی برای همکاران دارم.
کتاب نیازهای عاطفی کودکان تا صفحه ۳۸ ترجمه شده است. خیلی متن جالب و روانی دارد.فکر کنم خیلی عالی شود.
همه اقوام (عمه . عمو . خاله . و ....) سلام می رسانند. دیگر ملالی نیست جز دوری شما که آن هم امیدوارم به زودی مرتفع گردد.
ای نامه که می روی به سویش از جانب من ببوس رویش

اگر لبخند زدی بر خط زشتم ببخشید نامه را تند تند نوشتم
نمک در نمکدان شوری ندارد دل من طاقت دوری ندارد
قند در قندان شیرینی ندارد میوه فروشی سر کوچه سیب زمینی ندارد
سلام غریبه!
غریبه غم مخور من هم غریبم
سرم را سرسري متراش اي ....
پنجشنبه 6 تیر1387
خواب عجيب و غريب دانش آموز. . . !
ديشب خواب عجيب و غريبي ديدم ، خواب ديدم معلم مدرسه شده ام و معلم ها هم بچه مدرسه اي شده اند و من به آنها تكليف مي دهم .
صد تاكتاب تاريخ به آنها دادم كه هر شب حفظ كنند و وادارشان كردم كه بدون چراغ تمام آنهارا در تاريكي از بر بخوانند . آن ها را فرستادم به گردش علمي به اطراف مغولستان و براي تكليف شبشان گفتم كه يك گل ماگنولياي ارغواني هفت متري در آن جا پرورش دهند .
از آنها پرسيدم حساب كنيد كه هر نمره افتضاحي برابر با چند قطره اشك است ؟ و براي هر جواب غلط شان از گوش آويزانشان كردم .
وقتي كه سر كلاس حرف مي زدند يا مي خنديدند چنان نيشگوني از شان مي گرفتم كه دادشان به هوا مي رفت آن قدر بلند و بلندتر ……….كه يكهو از خواب پريدم در حالي كه حسابي دلم خنك شده بود .
پنجشنبه 6 تیر1387
منابع امتحان ورودي كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي
1ـ نظم فارسي:
شاهنامه (جلد 1) چاپ مسكو و .... ـ مثنوي (دفتر اول) به تصحيح نيكلسن ـ مخزن الاسرار نظامي ـ بوستان سعدي ـ غزلهاي حافظ ـ قصايد خاقاني ـ حديقه و ديوان سنائي ـ منطق الطير عطار ( چاپ دكتر مشكور ـ يا دكتر گوهرين)
2ـ نثر فارسي :
تاريخ بيهقي ـ گلستان سعدي ـ كليله و دمنه ـ چهار مقاله نظامي عروضي ـ تاريخ جهانگشاي جويني (جلد اول) ـ مرزبان نامه (نيمه اول كتاب) ـ مرصاد العباد.
3ـ تاريخ ادبيات و سبك شناسي:
سبك شناسي بهار ( جلد 1 و 2و 3) ـ تاريخ ادبيات مرحوم دكتر صفا (دوره كامل) ـ فن نثر دكتر خطيبي ـ سبك خراساني در شعر فارسي ( از دكتر محجوب ) ـ تاريخ ادبيات ادوارد براون ( جلد 3 از سعدي تا جامي و جلد 4 ترجمه دكتر مقدادي).
4ـ عروض و بديع، قافيه، فنوان ادبي:
صناعات ادبي ( استاد همايي) ـ المعجم شمس قيس رازي ـ عروض و معاني و بيان آقاي دكتر تجليل ـ معاني و بيان
(دكتر صفا) ـ بديع از آقاي دكتر شميسا ـ عروض دكتر وحيديان .
5ـ عربي:
قرآن كريم ـ نهج البلاغه ـ جواهر الادب (سيد احمد هاشمي) ـ مبادي العربيه (جلد 4) ـ مجاني الحديثه شامل: (اعراب گذاري ـ ترجمه ـ تجزيه و تركيب.)
6ـ زبان خارجي :
انگليسي ( از تاريخ ادبيات ادوارد بروان (متن انگليسي) يا دائره المعارف اسلام ) (در حدود گرامر و ترجمه)
سه شنبه 4 تیر1387
روز زن

من نمي دانم چرا روز زن همه توقع دارند كه براي خانم ها سيمكارت و گوشي و شيريني و سکه تمام بهار و النگو و گردن بند و گل با هم گرفته بشه ولي روز پدر كه مي رسه زيرپوش و جوراب

و روم به ديوار شرت و ... از اين قسم اجناس بايد خريد. خدا رحمت كند پدربزرگاي همه رو . خيلي گل بودن اون زمونا نه روز مادري بود نه سيمكارتي بود نه شركت ارتباطات سياري بود. البته من كه يك شاخه گل گرفتم و يك جعبه كيك يزدي ![]()
براي صبحانه خودم به بهانه روز مادر. البته شاخه گلم مصنوعي اونم تك به قيمت سه هزار ريال.

البته مقصر من نيستم چون در شهر ما گلفروشي نيست. ولي براي مادرا بيشتر خرج كرديم. اين روزا تو تلويزيون و راديو يكسره از داستان هاي فداكاري زن ها م يگن. اينم به مناسبت روز خانم به قول .... . براي شما نقل می كنم از كشكول طبسي:
مي گويند شوهر و پسر و برادر زني را پادشاه به جرمي به اعدام محكوم كرد و زن داد و فرياد و ناله و التماس مي كرد . پادشاه چون اين صحنه را بديد دلش به رحم امد و گفت به انتخاب زن يك نفرشان را آزاد كنيد.
خيلي حساس شد نه؟
حدستون چيه؟
..........
.............
..................
.......................
...............................
نه اشتباهه. نكته انحرافي اش همين جاست.
زن م يگويد برادرم را آزاد كنيد!!!!
علت را مي پرسند مي گويد: شوهر كه برايم قحط نيست! از شوهر آينده ام پسر هم مي توانم بياورم ولي پدرم سالهاست كه مرده و همين برادر را دارم و نمي توان ديگر مثل او داشت.
البته اين ها همه طنز بود. روز مادر و خانم و همسر و زن و ننه و ننه بچه ها و ... مبارك باد!
دوشنبه 3 تیر1387
خبرهای خواندنی
من که خیلی تعجب کردم شما چه طور؟
بارداري دسته جمعي در مدرسه اي آمريكايي!
در اقدامي بي سابقه و عجيب 17 دختر شانزده ساله در يك دبيرستان آمريكايي با يكديگر عهد كرده اند كه باردار شوند و سپس با يكديگر كودكانشان را تربيت كنند. به گزارش"جهان"، در همين راستا مجله "تايم" به نقل از "ژوزف سوليفن" مدير دبيرستان "گلوسيستر" در ايالت "ماساچوست"، نوشت: پس از بررسي هاي انجام شده پي برديم كه اين "بارداري دسته جمعي" در پي يك عهد و پيمان كه ميان اين دختران شانزده ساله صورت گرفته، انجام شده است. "تايم" در ادامه نوشت: آمار و ارقام نشان مي دهد تعداد دختران باردار شده در اين مدرسه در سال تحصيلي 2008 - 2007 چهار برابر آمار در تاريخ مشابه سال گذشته است. مدير اين دبيرستان در ادامه سخنان خود افزود: پس از بررسي هاي انجام شده مشخص شد كه پدران كودكاني كه قرار است تا چند ماه آينده به دنيا بيايند، جواناني هستند كه سن آنان از 24 سال فراتر نرفته و هيچ كدام خانه و كاشانه اي براي خود ندارند. "تايم" در پايان نوشت: هيچ يك از اين دختران باردار حاضر به گفتگو با اين مجله در مورد اقدام خود نشدند.
خودكشي 33 هزار ژاپني در سال گذشته
بيش از 33 هزار نفر در ژاپن طي سال گذشته بر اثر خودكشي جان باختند. اين دهمين سال متمادي است كه آمار خودكشي در اين كشور، مرز 30 هزار نفر را ردكرده است. به گزارش ايسنا، گزارش آژانس پليس ملي ژاپن نشان مي دهد،33 هزار و 93 نفر در ژاپن طي سال 2007 خودكشي كرده اند. علت اكثر اين خودكشي ها، بدهي، مشكلات خانوادگي، افسردگي وغيره است. تعداد زيادي از خودكشي ها در اين كشور با استفاده از گاز سولفيد هيدروژن كه از مواد شوينده خانگي ساخته مي شود، صورت گرفته است. روش توليد خانگي اين سم به وسيله پيام هاي اينترنتي با سرعت زيادي در حال گسترش و انتشار ميان قربانيان است. ژاپن، پس از روسيه، دومين كشور در ميان هشت كشور صنعتي جهان از نظر آمار خودكشي است.
یکشنبه 2 تیر1387
لنجنيات
ساعت از هفت گذشته بود ولي نمي دانستم هفت سر شب است يا سر صبح. برايم اهميتي هم نداشت. فقط خيلي تشنه بودم و اتاق گرم بود. چه خواب وحشتناكي بود. توي خواب هم تشنه بودم و به دنبال آب بودم. ولي هرچه مي گشتم آبي پيدا نمي شد. توي جنگل بودم يا كنار ساحل نمي دونم. فقط تشنه بودم. تشنه تشنه. جايي مرداب مانند بود كه من در كنارش قدم مي زدم با خودم مي گفتم اگه تشنگي بر من چيره بشه شايد براي جلوگيري از مردن بتونم از آب مرداب بخورم ولي وقتي به لجن هاي كنار آب ها نگاه مي كردم حالت تهوع به من دست مي داد. با خودم گفتم حاضرم بميرم و از اين آب ها نخورم. . پاهايم كنار لجن هاي مرداب سر خورد و افتادم حالا كنار مرداب بودم لب بر لب مرداب. با خودم گفتم اگه يه ذره جلوتر برم كتم كثيف مي شه و در فلان جلسه مهم امروز همه به من خواهند خنديد. خيلي سخت بود. با خودم گفتم دستامو بايد توي مرداب بزنم تا سرد بشن و مگر كمي از تشنگي ام كم بشه. اما دست ها كه سرد شد هوس نوشيدنم بيشتر شد. تازه آستين كتم هم سبز لجني شده بود. من تا جايي كه به ياد دارم كت سفيد نداشته ام و حالا كاملاً سفيد پوشم. من اصلا كت نمي پوشم و حالا كت پوشيده ام. ترديد كردم و به خودم نگاهي انداختم تا ببينم كت مال كيه به صورت خودم از بالا نگاه مي كردم ولي انگار اين مرد من نبودم. با خودم گفتم هي تو 33 سال عمر داري ولي هنوز خودتو اين جوري نديده بودي! حالا تشنگي آزارم نمي داد . حالا نمي دانستم من خودم هستم يا نه! مغزم داشت مي تركيد. ولي نه مثل اينكه من موقع دامادي يك كت سفيد داشتم. و اونو بعداً اصلاً نپوشيدم. صبر كن ببينم. بله . از اون مرد دست دراز كرده به سمت مرداب پرسيدم آي آستين لجني كيستي! ولي در صورتش كه اتفاقاً خيلي شبيه من بود جز التماسي سرد چيز ديگري نبود. دستا مو دراز كردم ولي لجن هاي آستينش باعث شد از دستم در بره و بيشتر به مرداب نزديك بشه. گفتم اگه اين من نيستم چرا بكشمش. تازه اون كه حرفم نمي زنه. برگشتم تا برم ولي دل شوره عجيبي داشتم. حالا نمي دونستم اين كسي كه مي خواهد برود منم يا اوني كه مانده است. نمي دانستم من مي روم يا تشنه در كنار مرداب جان خواهم داد. همان بلاتكليفي و شك هميشگي باز هم آزارم مي داد اما اين بار قوي تر و مربوط بود به بودن و نبودن. اگه برم و بعد بفهمم كه اون مرد آستين لجني تشنه من بوده ام شايد هيچ وقت خودم را نبخشم و اگر بمانم چه كنم. نمي توانم او را بكشم. عرق كمرده اونقدر عرق كردم كه شر شر آب راه افتاد. مرد كاملاً نوميد وخسته بود و لحظه به لحظه به مرداب نزديك تر مي شد و من همچنان حيران.
یکشنبه 2 تیر1387
آزمون آدمک ( گوديناف)
آزمون آدمک ( گوديناف)
تست هوش ( سن اجرا: از 3 تا 13 سال)
آزمون ترسيم آدمک يکی از آسانترين ، عملی ترين وجهانی ترين آزمونهای تصويری است . اين آزمون به وسيله عده زيادی کد گذاری شده است که مهمترين آنها کار خانم آمريکائی فلورانس گوديناف Florence Goodenough است که در سال 1920 در ايالت نيوجرسی آمريکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمايش نمود . در فرانسه نيز دکتر فای Fay در اين زمينه کار کرده است .
هدف:
مهمترين هدف آزمون ، تعيين درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودک است . همچنين اين آزمون را زمانی به کار می بريم که آزمونهای هوشی ديگر مقدور نيست و می خواهيم هر چه سريعتر درباره درجه هوشی کودک به نتيجه برسيم . علاوه بر اين ، اطفالی که زبان نمی دانند و قادر به سخن گفتن نيستند بهترين ابزار سنجش اين آزمون می باشند .
دستور اجرا:
اجرای آزمون ساده است . به کودک گفته می شود : " يک آدم ترسيم کن و هر چه می توانی آنرا زيبا و خوب بکِش " ، اضافه می نمائيم زمان اين کار هر چقدر طول بکشد اشکالی ندارد.
نکاتی که در عمل و ارزيابی بايد رعايت کرد :
1. برای ترسيم بهتراست يک مداد سياه يا يک خودکار راحت و روان دراختيار کودک بگذاريم . با مداد رنگی به دشواری می توان رسم کرد و اجزاء را تشخيص داد .
2. اگر نقاشی با مداد رنگی کشيده شود ، شرايط ديگری برای ارزيابی لازم است که بايد رعايت شود .
3. کاغذ برای رسم نقاشی کودک بايد حداقل 30 × 21 باشد .
4. اجازه بدهيد کودک چند تصوير بکشد ، سپس بهترين و کاملترين را برای نمره گذاری انتخاب کنيد .
5. اگر نتايج چند بار کشيدن آدمک با يکديگر فرق داشت نشان ناراحتی های ديگری در کودک است که بايد به متخصص مسائل روانی يا روان درمانی مراجعه کرد .
روش نمره گذاري:
الف: برای هر يک ازاجزا آدمک در صورتی که توسط کودک ترسيم شده باشد يک نمره منظور فرمائيد. به شرح ذيل :
1. سر وجود داشته باشد .
2. پا کشيده شده باشد .
3. دست کشيده شده باشد . ( يک يا هر دو دست)
4. بدن کشيده شده باشد .
5. طول بدن طويل تر ازعرض آن باشد .
6. شانه ها کشيده شده باشد .
7. بازوها و پاها به تنه چسبيده شده باشند .
8. پاها به تنه و دستها به تنه در نقاط واقعی خود چسبيده شده باشند .
9. گردن کشيده شده باشد .
10. دنباله گردن به سر و تنه مربوط باشد .
11. چشمها کشيده شده باشد .
12. بينی کشيده شده باشد .
13. دهان کشيده شده باشد .
14. دو لب ديده شود .
15. سوراخها يا حفره های بينی کشيده شده باشد .
16. موها کشيده شده باشد . ( جزئی ترين مقدار مو)
17. موها کامل کشيده شده باشد .
18. علامتی از لباس کشيده شده باشد .
19. دو قطعه لباس کشيده شده باشد .
20. تمام بدن پوشيده از لباس باشد .
21. چهار قطعه لباس مشخص باشد . ( کراوات ، کلاه ، جوراب ، کفش ، پيراهن ، کت و شلوار )
22. لباس رسمی يا يونيفورم باشد . ( يونيفورم مدرسه هم نمره می گيرد )
23. انگشتان کشيده شده باشد . ( هر اثری از انگشت کافی است )
24. تعداد انگشتان درست باشد .
25. شکل و قواره انگشتان درست باشد .
26. شست متمايز باشد .
27. دست متمايز ازانگشتان باز باشد. ( کف دست کشيده شده باشد.)
28. بازوها کشيده شده باشد .
29. زانو کشيده شده باشد .
30. تناسب سر نسبت به بدن مراعات شده باشد .
31. تناسب بازوها و دستها نسبت به بدن حفظ شده باشد .
32. پاهای متناسب ، کشيده شده باشد .
33. کف پا متناسب باشد .
34. پاها متمايل به بالا نباشند .
35. دستها و پاها دو بعدی کشيده شده باشند .
36. پاشنه کفش يا پاشنه پا کشيده شده باشد .
37. هماهنگی خطوط کلی حفظ شده باشد . ( دست نلرزيده باشد)
38. هماهنگی خطوط کلی و جزئی حفظ شده باشد . ( نقاشی دقيق باشد)
39. هماهنگی خطوط سر ( موها و دور سر به دقت کشيده شده باشد)
40. هماهنگی خطوط تنه حفظ شده باشد .
41. هماهنگی خطوط دستها و پاها حفظ شده باشد .
42. هماهنگی خطوط چهره حفظ شده باشد .
43. گوشها کشيده شده باشد .
44. تناسب گوشها حفظ شده باشد .
45. مردمک چشم کشيده شده باشد .
46. تناسب چشم حفظ شده باشد .
47. در تصاوير نيمرخ و تمام رخ ، چشم دارای حالت باشد.
48. چانه و پيشانی هر دو کشيده شده باشد .
49. برآمدگی شانه در تصوير نيمرخ معلوم باشد .
50. نيمرخ ناقص باشد . ( يعنی تنه و نيمرخ ناقص)
51. نيمرخ باشد .
روش محاسبه:
1. نمرات داده شده را باهم جمع کنيد . ( مجموع از 51 بيشتر تجاوز نمی کند)
2. با استفاده از جدول مخصوص ( جدول شماره 1) نمره خام ، تبديل به سن عقلی می شود . از رابطه زير بهره هوشی کودک به دست می آيد.
3. اگر نمره خام آزمونی بر فرض مثال 40 باشد در جدول تبديل نمرات ، ( جدول شماره 1 ) نمره خام را پيدا کرده و سن عقلی کودک را که 13 می باشد، استخراج می کنيم. ( اين نمره سن عقلی کودک است) سپس 13 ( که سن عقلی کودک است) را در عدد 12 ( ماه) ضرب می کنيم. ( هر سال 12 ماه دارد)
سپس سن تقويمی آزمونی را محاسبه می کنيم . اگر آزمودنی به عنوان مثال 10 سال و 3 ماه داشته باشد 10 را ضربدر 12( هر سال 12 ماه دارد) بعلاوه 3 ( ماه) می کنيم نمره بدست آمده سن تقويمی کودک می باشد. حاصلضرب صورت و مخرج را در هم تقسيم کرده وضربدر 100 کرده و بهره هوشی آزمودنی بدست می آيد . بدين صورت :
IQ = 13 * 12 * 100 = 126
3+12*10
4. سپس نمره به دست آمده را در طبقه بندی هوشی ( جدول شماره 2) پيدا کنيد ، بهره هوشی کودک مشخص می گردد.
" جدول تبديل نمرات خام به سن عقلی "
جدول شماره 1
|
نمره خام |
سن عقلي |
نمره خام |
سن عقلي |
نمره خام |
سن عقلي |
نمره خام |
سن عقلي |
|
1 |
3-3 |
11 |
9-5 |
21 |
3-8 |
31 |
9-10 |
|
2 |
6-3 |
12 |
0-6 |
22 |
6-8 |
32 |
0-11 |
|
3 |
9-2 |
13 |
3-6 |
23 |
9-8 |
33 |
3-11 |
|
4 |
0-4 |
14 |
6-6 |
24 |
0-9 |
34 |
6-11 |
|
5 |
3-4 |
15 |
9-6 |
25 |
3-9 |
35 |
9-11 |
|
6 |
6-4 |
16 |
0-7 |
26 |
6-9 |
36 |
0-12 |
|
7 |
9-4 |
17 |
3-7 |
27 |
9-9 |
37 |
3-12 |
|
8 |
0-5 |
18 |
6-7 |
28 |
0-10 |
38 |
6-12 |
|
9 |
3-5 |
19 |
9-7 |
29 |
3-10 |
39 |
9-12 |
|
10 |
6-5 |
20 |
0-8 |
30 |
6-10 |
40 |
-13 |
|
|
|
|
|
|
|
51 |
بالاتر از 13 سال |
" جدول شماره 2 "
|
طبقه بندی از لحاظ هوش |
معادل هوش |
|
نابغه |
189-170 |
|
تيز هوش |
169-150 |
|
پر هوش |
149-130 |
|
باهوش |
129-110 |
|
متوسط |
109-90 |
|
مرزي |
89-80 |
|
مرزی ضعيف |
79-70 |
|
کودن |
69-50 |
|
کاليو |
49-25 |
|
کانا |
25-0 |

