سه شنبه 31 اردیبهشت1387
ويژگي هاي كتاب هاي آموزشي « قسمت سوم»
اين كتاب هاي دو نوع ويژگي عمومي و تخصصي را بايد دارا باشند. كه در زير به برسي اين ويژگي ها مي پردازيم:
الف – ويژگي هاي عمومي شامل
- ساختار فيزيكي و كيفيت چاپ
- زبان و بيان كتاب
- استفاده از جدول، نمودار، و تصاوير
- كيفيت مناسب «سازماندهي محتوا»
1- ساختار فيزيكي و كيفيت چاپ
شكل ظاهري و فيزيكي كتاب ، از عوامل جذاب و برانگيزانده هستند. برخورد اوليه مخاطب با كتاب، از طريق شكل ظاهري آن آغاز مي شود. «شكل» مانند پنجره اي است كه مخاطب را به دنياي كتاب و محتوي آن وارد مي كند. در اين زمينه ، عوامل زير بايد مورد توجه قرار گيرند:
· جذابيت ظاهري روي جلد و ارتباط آن با محتواي كتاب
· قطع كتاب و مناسب بودن آن با محتوا و شرايط گروه سني
· هماهنگي قطع، شكل ظاهري و استحكام فيزيكي كتاب با سن مخاطبان و نوع كاربرد
· كيفيت صفحه آرايي و زيباسازي كه خود شامل موارد زير است
i. صفحه آرايي بايد به گونه اي باشد كه به ايجاد انگيزه ، آسان خواني و ايجاد نظم فكري در مخاطب كمك كند تا او بتواند در پيگيري مطالب به طور موفق عمل كند
ii. نوع حروف و اندازه آنها با ويژگي هاي سني مخاطب هماهنگ باشد
iii. به فواصل بين حرف ها و سطرها توجه شود
iv. از محرك هاي بصري براي ايجاد انگيزه استفاده شود
v. تصويرها به نحو موزوني در سراسر متن توزيع شوند
vi. بين تعداد تصويرها و حجم متن نوشته شده تناسب برقرار شود.
2- زبان و بيان كتاب
زبان بخش مهمي از فرهنگ جامعه و ابزار برقراري ارتباط است . با توجه به اهميتي كه زبان دارد، متن اثر بايد از ويژگي هاي زير برخوردار باشد:
· روان و صحيح بودن متن به لحاظ زباني
· ساده و روان بودن متن به لحاظ برقراري ارتباط مناسب با مخاطب
· تناسب داشتن سطح واژگان و نكات دستوري به كار رفته در متن ، با سن و مقطع تحصيلي
· تناسب و انطباق رسم الخط متن با رسم الخط مورد قبول وزارت آموزش و پرورش
سه شنبه 31 اردیبهشت1387
كتاب كار قسمت دوم:
ويژگي هاي كتاب هاي كمك آموزشي
كتاب هاي كمك درسي به دو دسته كلي تقسيم مي شوند.
- كتاب هاي تمرين يا كار
- كتاب هاي سنجش و ارزشيابي
كتاب هاي تمرين يا كار
اين كتب به منظور تثبيت آموخته ها و تقويت و آموزش جبراني فرا گيران تاليف و تدوين مي شوند. اين كتاب ها با طراحي انواع تمرين ها و فعاليت هاي كافي موجب مي شوند كه دانش آموزان با حل تمرينات مربوط به هر درس از كتاب درسي براي تثبيت يادگيري استفاده كنند. اين كتاب ها معمولا به منظور تعميق ، توسع و تثبيت يادگيري و در چهار چوب برنامه درسي مصوب تهيه مي شوند و با در نظر گرفتن تفاوت هاي فردي دانش آموزان فرصت هاي جديدي بر حسب نيازهاي متفاوت آنها ايجاد مي كنند.
مصداق هاي كتاب هاي كار و تمرين:
هر كتاب با نام موضوع مربوطه :
- دفتر تمرين ......
- كتاب كار .....
- نمونه سوالات ......
- سوالات طبقه بندي شده
- سوال هاي نمونه
- سوال هاي ويژه تيزهوشان
- سوالات امتحاني ....
آنچه اين كتاب ها را از ساير كتاب ها متمايز مي كند هدف اصلي آن ، يعني ايجاد فرصتي براي تمرين آموخته هاست. و نه تدريس جديد و يا آموزش مجدد. هر كتابي كه در آن چنين هدفي پررنگ تر باشد در اين طبقه قرار مي گيرد.
اهداف تاليف كتب كار:
- تعميق آموخته هاي دانش آموزان در ارتباط با مطالب كتاب و برنامه درسي
- ايجاد فرصت تازه براي آموزش مجدد، تمرين آموخته ها و توسعه و غني سازي آموزش براي مخاطبان گوناگون
- تكميل محتواي برنامه درسي از جمله ذكر مثال هاي كاربردي در زندگي روزمره ، كاربرد در ساير علوم ، پرورش مهارت هاي اجتماعي ، هنري و خلاقيت
- استحكام واستمرار بخشيدن به فرآيند يادگيري دانش آموزان
- فراهم ساختن فرصت و زمينه براي ارزشيتبي مرحله اي و تكويني دانش آموزان به وسيله معلم
- ايجاد تنوع در ارائه تمرين ها، به طوري كه آز آموزش كليشه اي و يادگيري صوري به ياد گيري دروني عميق كمك كند.
ادامه دارد...
دوشنبه 30 اردیبهشت1387
ترياك « قسمت دوم»

دريكي از پست هاي قبلي در مورد شناخت ترياك مطالبي را خوانديد ، دنباله آن مطلب را در مورد شناخت ترياك در اين قسمت ادامه مي دهيم .
ترياك از گياه خشخاش به دست مي آيد . گل خشخاش گلي زينتي و زيبا و لطيف با شكوفه هاي قرمز مخملي است .اين گياه 2500 گونه دارد كه فقط دوگونه از آن مقدار زيادي ترياك دارد گياه خشخاش از ساقه و برگ و كپسول تشكيل شده است .
دانه هاي خشخاش بدون مرفين و داراي روغن خوراكي هستند . شيره گياه حاوي شكر ، پروتئين ، صمغ، چربي اسيد سولفوريك و ترياك است . در ترياك 50 آلكالوئيد ( تركيبات آلي شيميايي) وجود دارد كه مهمترين آنها مرفين ، نسكاپين ، كدئين ، و تبئين مي باشد . همه اين آلكالوئيدها در درون اسيد مكونيك محلول يا مخلوطند . مزه و بوي ترياك نيز به خاطر همين اسيد مكونيك است .
دانه هاي خشخاش پس از رسيدن خطرناك نيستند و براي خوردن و يا تزئين شيريني ، نان ، حلوا و …بكار مي رود . از دانه هاي خشخاش همچنين روغن استحصال مي شود . اين روغن داراي رنگ زرد شفاف و بدون بو است كه در آشپزي ، عطرسازي و ساخت رنگ نقاشي كاربرد دارد .
ترياك تاريخچه اي طولاني دارد به طوري كه ادعا ميشود از قبل از ميلاد مسيح ماده شناخته شده اي بوده است . در قديم پزشكان آن را براي كاهش درد و به عنوان مسكن بكار مي بردند ولي برخي از افراد با توجه به اين ويژگي آن و خاصيت آرامش بخشي اش از آن سوء استفاده كرده و به آن معتاد شدند . از آن پس پزشكان نسبت به استفاده مكرر از ترياك هشيار داده و متوجه خطرات فراوان آن شدند ولي با اين وجود اعتياد به ترياك و ساير مواد اعتيادزا هنوز هم يكي از مشكلات مهم جوامع بشري به شمار مي رود . . .
یکشنبه 29 اردیبهشت1387
تفاوت هاي مهم كلامي ميان زنان و مردان
v به نظرميرسد كه زنها براي ادامه گفتگو سؤال ميكنند و حال آنكه در نظر مردها سؤال درخواست براي اطلاعات بيشتر است .
v زنها از روي تمايل ميخواهند ارتباطي ميان آخرين حرف مخاطب خود و آنچه خود بايد بگويند ، بوجود آورند.
v مردها معمولاً از اين قاعده پيروي نميكنند و به نظر ميرسد كه اغلب بي توجه به گفته و اظهار نظر هم صحبتشان حرف خودشان را ميزنند .
v به نظر ميرسد كه در نظر زنها ، صحبت پر حرارت مخاطب به مناسبات موجود لطمه ميزند و حال آنكه براي مردها صحبت پرحرارت طرزي از گفتگوست .
v زنها بيش از مردها عواطف و احساسات و اسرارشان را بروز ميدهند وحال آنكه مردها بيشتر ترجيح ميدهند در زمينههاي با بار عاطفي كمتر ، نظير ورزش و سياست حرف بزنند .
v زنها به صحبت كردن و مشورت با يكديگر علاقمندند وحال آنكه مردها ترجيح ميدهند كه زنها به جاي درددل با آنها مشكلات خود را رك و راست مطرح كنند و راه حل بخواهند .
(به نقل از كتاب عشق هرگز كافي نيست )
یکشنبه 29 اردیبهشت1387
ويژگي هاي كتاب كار
رسانه هاي نوشتاري يكي از قديمي ترين و رايج ترين رسانه هاي آموزشي هستند كه عمدتاً از طريق رمزهاي كلامي نوشتني به انتقال پيام مي پردازند.مهم ترين اين رسانه ها عبارتند از: انواع كتاب ها، مجله ها، اسناد و مواد تكثير شده.
كتاب ها رسانه هايي حاوي اطلاعات زياد، سهل الوصول و ارزان قيمت هستند كه خود به دو گروه: الف – درسي و كمك درسي و ب – غير درسي تقسيم مي شوند.
كتاب هاي كار جزو كتاب هاي كمك درسي اند كه به تثبيت و يادگيري مفاهيم درسي در قالب تمرينات مختلف كمك مي كنند. اين كتاب ها ممكن است مستقيم به صورت درس به درس به دنبال تمرين يادگرفته هاي دانش آموز در هر درس باشند و يا به صورت كلي تمريناتي را براي افزايش هوش، خلاقيت و يا رياضيات و ... مطرح نمايند. اين كتاب ها بايد داراي ويژگي هاي زير باشند:
- دانش آموز بايد در جريان ياددهي – يادگيري با اين كتب آزادي عمل داشته باشد.
- مطالب و تمرينات يادگيري بايد روشن بوده و مطالبش از نظم و سازمان مشخص ، ترتيب و توالي منطقي برخوردار باشد.
- در تدوين اين كتب بايد از منابع معتبر و جديد علمي استفاده شده باشد و تمرينات آنها بايد با منابع اوليه مطابقت داشته باشند.
- تمرينات بايد از صحت و دقت علمي برخوردار باشند.
- تمرينات بايد نو و تازه بوده و تكراري و خسته كننده نباشند.
- در انتخاب نوع كاغذ ، جنس و طرح جلد و چگونگي صحافي و سايز كتاب بايد به ويژگي هاي سني مخاطب توجه شود.

یکشنبه 29 اردیبهشت1387
چگونگي برخورد با دروغگويي كودكان
1- دروغگويي را يك رفتار زود گذر و نا پايدار تلقي كنيد كه با برخورد هاي مناسب و ايجاد اعتماد بر طرف خواهد شد .
2- هرگز به فرزند خود بر حسب « دروغگو» نزنيد زيرا به اين صفت عادت مي كند و رفتار ناشايست خود را تغيير نميدهد.
3- به شوخي هاي خود در مقابل فرزندتان دقت كنيد .مثلاً ( به بابا نمي گويم كه امروز چقدر خرج كرديم) .
4- صحنه سازي باعث آموزش دروغ گويي به فرزندتان خواهد شد . هيچ گاه به او نگوييد (هفته آينده ميخواهيم به گردش برويم ولي به مدرسه ات خواهيم گفت كه تو مريض بوده اي ) . اين نوع داستانها سبب مي شود اهميت درس و مدرسه در نزد كودك كاهش يابد و براي رسيدن به خواسته هاي خود دروغ بگويد.
5- وقتي فرزند خود را به علت دروغ گفتن تنبيه مي كنيد ، كاري نكنيد كه احساس بي لياقتي و ياس كند . اين احساس هاي منفي ، به تغيير رفتارهاي ناپسند كمك نميكند .
6- اگر فرزندتان در حضور ديگران دروغ مي گويد تا خود را فردي شايسته نشان دهد ، در مقابل ديگران با او برخورد نكنيد و هنگامي كه با او تنها شديد در اين مورد با او صحبت كنيد .
7- از پذيرفتن واقعيت فرا ر نكنيد . اعتماد به فرزند يك چيز است و پنهان كردن ضعف ها و حق را به جانب او دادن ، چيزي ديگر كه بايد بين اين دو تفاوت قائل شد.
جمعه 27 اردیبهشت1387
كشور ما گلستان

گلستان نامی زیباست. همه دوست داریم در باغی پر از سبزه و گل باشیم. در میان گل های رنگارنگ قدم بزنیم و از طراوت و بوی آنها بهره ببریم. همه شاعران گل را ستوده اند و هر وقت خواسته باشند براي زيبايي مثالي بياورند، گلستان را نام مي برند.
اصلاً آن قدر گلستان اسم زيبايي است كه سعدي با آن همه ذوق و الحق خداوند سخن كتابش را گلستان نام نهاد و هم او گفته است:
به چه كار آيدت زگل طبقي از گلستان من ببر ورقي
گل همين پنج روز و شش باشد وين گلستان هميشه خوش باشد
خوب از مطلب اصلي كه مي خواستم بگويم دور نشويم. پس گفتيم كه گلستان يعني باغ پر گل و يا حداقل مكاني سرسبز. در منطقه مه ولات(حالا بگوييد شهرستان مه ولات) در 15 كيلومتري عبدل آباد روستايي به نام گلستان وجود دارد. روستايي خشك و بي آب و مصداق كامل اين ضرب المثل: «برعكس نهند نام زنگي كافور».
به نظر من اگر مي خواستند اسم اين روستا واقعي انتخاب شود بايد خشكستان نام مي گرفت يا خاكستان ، نه گلستان. يا يكي از همين آبادها خيلي برايش مناسب تر بود. احمدي، عبدلي، رضايي، و يا يك اسم ديگر را با آباد تركيب مي كردند و مي شد فلانآباد.
در گلستان شايد يك گل هم نتوان پيدا كرد، جايي كه حتي آب خوردنش را هم از جاي ديگري آورده اند از كجا مي توان گل و سبزه و درخت پيدا كرد.
من دو هفته در گلستان معلم بودم . همان سال اولي كه با غرور از تهران آمدم. با خودم مي گفتم: من فوق ليسانس روانشناسي از دانشگاه علامه طباطبايي تهران گرفته ام ، پايان نامه ام را با دكتر سيف گذارنده ام( مرد اول روانشناسي تربيتي در ايران)، بالاترين معدل در كلاس ارشد و .... . بروم مه ولات چه قدر تحويلم خواهند گرفت. آن وقت فرستادندم گلستان، يكي از محروم ترين روستاهاي منطقه.
البته در اين گونه موقعيت ها بيشتر از زحمتي كه روستا دارد حرف هاي ديگران آدم را آزار مي دهد: « كجاييد امسال آقاي سعيدي؟»
- گلستان
واقعاً اين جواب آنوقت ها( هر چه ادم مسن تر مي شود پخته تر مي گردد و حرف ديگران برايش كم ارزش تر مي گردد) هم برايم خجالت آور و هم تاسف برانگيز بود. بعد از دو هفته و اندي تازه به من لطف كردند و با كلي منت آوردندم فيض آباد.
خوب داشتم از گلستان مي گفتم. من آن سال معلم كلاس اول ابتدايي بودم. گلستان بچه هايي داشت ساكت و كم روكه از بس معلمان را با چوب و شلاق ديده بودند ، بدون اين كه بخواهند بفهمند كدام معلم چه اخلاقي دارد ، از همه مي ترسيدند.
ترس بزرگترين دشمن خلاقيت و يادگيري و .... .
بچه هايي با لباس هايي غالباً كهنه و مندرس و پر از خاك. بچه هايي كه جز روستايشان و يا روستاهاي مجاور جاي ديگري را نديده بودند. بچه هايي كه در ايران زندگي مي كنند و نمي دانند ايران كجاست. آيا خوردني است يا يا روستاي بزرگتري است مثل احمد آباد يا عبدل آباد.
وقتي در كلاس از آنها پرسيدم : نام كشور ما چيست؟ غالباً گفتند: گلستان!!!!!!!!!!!!!
جمعه 27 اردیبهشت1387
افسردگي :
افسردگي :
زندگي جاده صافي نيست كه انسان به يك حالت و يك سرعت از آن بگذرد بلكه هر فردي با فراز و فرودهايي در زندگي مواجه مي شود . گاهي اوقات و به علت هر حادثهاي ممكن است افراد اساس شكست كرده و يا به مدت طولاني غمگين باشند ، در اين صورت ممكن است دچار افسردگي شده باشند .
علائم افسردگي :
علائم زير ممكن است بين افراد افسرده بين دو يا چند هفته تجربه شود :
1- تغيير در اشتها ، يا اشتنهاي كم و از دتس دادن وزن يا از دست دادن اشتها و اضافه وزن
2- بي خوبي يا خوابيدن بيش از حد معمول
3- انرژي كم و خستگي .
4- از دست دادن علاقه يا لذت در فعاليتهاي لذت بخش شخصي
5- احساسا بي ارزشي ، خود سرزنشي ، يا گناه بيش از حد
6- كاهش يافتن توانايي فكر كردن يا تمركز پيدا كردن .
7- افكار تكرار شونده در مورد مرگ ، افكار خودكشي گرايانه
به طور تقريبي و نه كاملا درست مي توانيد درجه افسردگي خود را توسط سؤالات زير بسنجيد .
1- احساس غمگيني دارم
2- احساسا افسردگي دارم
3- به آينده اميدي ندارم .
4- احساس خستگي مي كنم
5- اشتهايم كم است
6- احساس قريب به شكست دارم
7- گاهي اوقات به فكر خودكشي ميافتم
8- گريه هاي دوره اي دارم
9- به زحمت به خواب مي روم
10-در تصميم گيري دچار مشكل ميشوم.
نمره گذاري .
1- اين براي من يك مشكل نيست
2- گاهي اوقات برايم مشكل است
3- اغلب اوقات برايم مشكل است
4- تقريبا هميشه برايم يك مشكل محسوب مي شود .
اگر نمره شما براي اين ده مقوله از 2 به بالا باشد
احتمالاْ شما دچار افسردگي هستيد .

جمعه 27 اردیبهشت1387
خوشهاي از خرمن بزرگان
امام علي (ع) : در شنيدن اثري است كه در دانستن نيست.
امام علي (ع) : بگذاريد و بگذريد ، ببينيد و دل نبنديد كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت .
لائوتسه : طولانيترين سفرها با اولين قدم آغاز ميشود .
نيچه : كسي كه چرايي زندگي را يافته است با هرچگونگي خواهد ساخت .
امام صادق (ع) : هيچ پيكري در برابر ارادة قوي ضعيف نيست.

پنجشنبه 26 اردیبهشت1387
آيا فكر ميكنيد فرزند شما نابغه است؟

بهترين راه براي اينكه بفهميد آيا فرزندتان از هوش بالايي برخوردار است يا خير ، استفاده از آزمون هاي سنجش هوش استاندارد است ، ولي با دقت در ويژگيهاي رفتاري و رواني فرزندانتان نيز ميتوانيد تا حدودي بهره هوشي او را حدس بزنيد ، ويژگيهاي زير در بچههاي با هوش در حد بالا مشاهده ميشود :
1-هم بازيهاي بزرگتر را ترجيح ميدهد .
2-با بزرگسالان خوب كنار ميآيد .
3-همراهي با بزرگسالان را به همراهي با همسالان ترجيح ميدهد .
4-از خواندن كتابهاي مرجع ، زندگي نامه و سرگذشت لذت ميبرد .
5-كنجكاو و فضول است .
6-واژگان گستردهاي را بلد است و مورد استفاده قرار ميدهد.
7-از مطالعه لذت ميبرد .
8-آگاهي هاي زيادي دارد.
9-حافظهاي عالي دارد.
10-ذخيره اطلاعاتي وسيعي دارد .
11-به سرعت و به آساني ياد ميگيرد .
12-دقيق است و جزئيات را مورد استفاده قرار ميدهد.
13-رابطه علت و معلول را به سرعت ميفهمد .
14-مدرسه و يادگيري را دوست دارد .
15-به سرعت و به آساني افكار ديگران را ميفهمد.
16-پشتكار دارد و پر كار است.
17-انگيزه شخصي نيرومندي دارد.
18-بسيار رقابت طلب است.
19-از حل معما وبازي هاي فكري لذت ميبرد.
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387
مديريت زمان از ديدگاه حضرت علي(ع)
مديريت زمان از ديدگاه حضرت علي(ع)

-
«قلب خود را در اندوه گذشته مشغول مكن كه از آمادگي براي آينده درميماني »
-
«هر كس بايد ارزش ايام و روزهاي گرانقدر عمر خويش را بشناسد و از آماده شدن براي زندگي بهتر غافل نباشد»
-
«روزهاي عمر انسان سه گونه است : روزي كه بر شما گذشت و اميد به بازگشت آن نداريد و هر اثري كه ميخواست بر شما گذاشته است . روزي كه مانده و هماكنون در آن هستي ، و روزي كه ميآيد و اطمينان به آمدن آن نيست . »
-
ديروز پند است و امروز غنيمت و از فردا خبري نداري كه از آن كيست .
-
زندگي انسان بر دو گونه ميگذرد ، روزي كه به نفع اوست و روزي ديگر كه به ضرر اوست پس وقتي به سود تو شد مغرور مباش و اگر منجر به ضرر شما گرديد شكيبايي پيشه كن و مأيوس مشو .
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387
شمشير سخن
براي همه ما پيش آمده است كه جمله اي خاص و يا عبارتي منقول از بزرگان گاه چنان تاثيري بر ما مي گذارد كه خودمان نيز علتش را نمي دانيم.به عنوان مثال همين جمله بالاي وبلاگ من را ببينيد. يا چيزي بنويس كه ارزش خواندن داشته باشد و يا چيزي بگو كه ارزش نوشتن داشته باشد! چند روز است كه ذهن مرا به خود مشغول ساخته است. و حتي بر عادات و رفتارهاي من هم تاثير گذاشته است. چه بنويسم؟ چه بكنم؟
يكي ديگر از همين جملات را در ايام محرم از زبان دكتر رحيم پور ازغدي شنيدم. وي در مورد اينكه آيا امام حسين با اطلاع از مرگ خويش دست به قيام عاشورا زد يا خير، جمله اي گفت كه از تمام مباحث علمي موجود در اين زمينه تاثير بيشتري بر من گذاشت. وي گفت: مگر امام حسين مي خواست مثل من و شما فكر كند كه به هر وسيله اي چند روز بيشتر زنده بماند و چند تا صبحانه بيشتر بخورد و ... .
شايد مسايل و عبارات فوق براي شما آن تاثير را نداشته باشد ولي مسلماً چنين عبارات و جملاتي را شما نيز شنيده ايد.
سه شنبه 24 اردیبهشت1387
ترياك

ترياك محصول گل خشخاش است كه ميتوان آن را خورد ، نوشيد يا دود كرد . معمولا به رنگ قهوه اي سيرو داراي قوامي خميري است كه بويي شبيه ادرار مانده دارد و هنگام سوختن بويي شبيه چسب دوقلو ميدهد . بسته بندي ترياك به صورت لول و حبه ميباشد ،پس از مصرف تدخيني ترياك ( دود كردن ) ، مادهاي به رنگ قهوه اي سوخته و براق به دست ميآيد ، كه آن را سوخته ترياك ميگويند و گاهي آن را در آب حل كرده و ميجوشانند سپس آن را از صافي عبور ميدهند .آنچه باقي ميماند تفاله نام دارد ،محصول حاصل را مجدداً حرارت ميدهند . با اين كار ماده اي خميري و سفت و غليظ به رنگ قهوهاي سوخته مايل به سياه بدست ميآيد كه شيره ترياك نام دارد .
دود ترياك داراي 25% مرفين است . با كشيدن ترياك ، مرفين وارد ششها ميشود ، در ابتداي مصرف فرد حالت نشئه دارد سرحال ، شاداب ، و خوش بيان است و اغلب ميخندد وصورتش گل مي اندازدو چشمانش ميدرخشد . جريان خونش تند ميشود و حرارت مطبوعي بدنش را در بر ميگيرد . استفاده بيشتر سبب رخوت ميشود . فرد با رنگ پريده و عرق كرده واژه ها را به صورت تك سيلابي بيان ميكند و به زودي با پلكهاي سنگين به خواب ميرود . معتاد در پي 8 تا 10 ساعت خواب با حالت خستگي بيدار ميشود و قادر به انجام كاري نيست . علائم رخوت تنها با استفاده مجدد جبران ميشود .
.jpg)
سه شنبه 24 اردیبهشت1387
آثارجسماني خنده
خنده صورت انسان را زيبا جلوه ميدهد ، سلامتي جسماني را به همراه دارد ودر نتيجه سبب افزايش طول عمر انسان ميشود . هر كسي باخنده كردن چهرهاش شاد و جوانتر ديده ميشود وسن فرد را كمتر نشان ميدهد. خنده بين همه ملل مورد پذيرش است و بقولي زبان مشترك همه جهانيان است . انبساط عروق ايجاد ميكند كه نهايتاً در سلامتي جسماني مؤثر است . حالت انسان هنگام خنده كردن مثل گرفتن حمام اكسيژن است كه در سلامتي جسماني وي بسيار ارزشمند ميباشد . خنده با بازدم انجام ميشود و اين كار موجب ميگردد Co2 از خون خارج شده و احساس مطلوبي ايجاد شود . خنده تعادل هورموني ايجاد ميكند ، باعث افزايش هورمون كورتيزول شده و ايمني بدن را در برابر بيماريها زياد ميكند ، خنده باعث احساس سرخوشي در انسان ميگردد ، خنده تعداد ضربان قلب را كاهش ميدهد كه در سلامتي مؤثراست .خنده به دليل شستن Co2 از خون صورت را شفاف ميكند . خنده به دليل انبساط عروقي ، ترميم بافتهاي آسيب ديده را تسهيل مينمايد ، خنده از بيماري زخم معده و اثني عشر جلوگيري ميكند ، خنده كلسترول خون را كاهش ميدهد ، خنده در پيشگيري از سكته قلبي و مغزي بسيار مؤثر است ، خنده دويدن بي حركت نام گرفته است و به اين دليل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر ميكند.خنده چين وچروك را از بين ميبرد و آن را زيبا و مورد پذيرش همگان نشان ميدهد
به نقل از كتاب روانشناسي خود باوري – تقي ابو طالبي احمدي
دوشنبه 23 اردیبهشت1387
ایستگاه اثر رابرت . جی . هیستنگر
« كي 18 ساله خواهم شد«
بعدها ميپرسيم «كي يك بنز 450خواهم خريد»
سپس درباره فرزندمان از خودمان سؤال ميكنيم « بالاخره كي آخري از دانشگاه فارغ التحصيل ميشود»
و همين گونه سوالهاي ديگر » كي تمام اقساط را پرداخت خواهم كرد«
»كي ترفيع شغلي دريافت خواهم كرد«
»كي به سن باز نشستگي ميرسم تا از آن پس هميشه با شادي زندگي كنم «
ولي دير يا زود بايد به اين امر واقف ميشويم كه ايستگاهي وجود ندارد و هيچ مقصدي نيست كه يكبار و براي هميشه به آنجا برسيم . شادي واقعي زندگي در سفر است ، ايستگاه فقط يك سراب است و همواره بر ما سبقت ميجويد.

دوشنبه 23 اردیبهشت1387
سفرنامه سوسمار كو پلو ( بر وزن ماركو پلو)
نمي دانم احساسي كه از رفتن به نمايشگاه كتاب را دارم چگونه توصيف كنم. چون نمي توانم اين احساس را توصيف كنم فقط شرح كوتاهي ار سفرنامه سوسمار كو چلو را برايتان نقل مي كنم تا خود حدس بزنيد چه احساسي دارم.
روز پنج شنبه ساعت 2 بعد از ظهر از فيض اباد به اتفاق سيزده نفر از همكاران سوار ميني بوس اداره شديم و به سوي تهران راه افتاديم. اقاي احمد نيا هم طبق معمول هر ساله از بعد از فلكه سرگردان شروع به تعريف جك كرد. موقع غروب خورشيد به سبزوار رسيديم . بعد از سبزوار ادامه مسير داديم و نزديك دامغان در مسجد يك پمپ بنزين توقف كرده و شام خورديم و همانجا خوابيديم. موقع نماز صبح بيدار شديم و تا ساعت 10 يكسره گازيديم تا به نمايشگاه كتاب واقع در مصلي رسيديم. همه با شوق و ذوق به داخل سالن هاي تو در تو و ... رفتيم. از همان ساعت شروع جمعيت علاقمند به كتاب در سالن ها موج مي زدند و زن و مرد و پير و جوان و كودك و نوجوان و نوزاد و نوپا و نوباوه و ... همه در داخل هم مي لوليدند. نه مي شد جلو غرفه اي توقف كني و كتابي ببيني و ورق بزني و فقط بايد مواظب مي بودي كه پايت را لگد نكنند و پاي كسي را هم لگد نكني و با موج جمعيت حركت كني. بي اختيار به ياد شعر نادرپور افتادم كه گفته بود:
چندين هزار زن
چندين هزار مرد
....
حالا بايد براي اين نمايشگاه مي گفتي ده ها هزار مرد ، ده ها هزار زن ، مردان بچه به دوش ، زن ها ....
بگذريم. حدود هزار كيلومتر راه را با ميني بوس به نمايشگاه بيايي تا كتاب ببيني و بخري و لذت ببري آنوقت فقط در ميان جمعيت انبوهي گير كني و دگر هيچ. اگر شما مي بوديد چه احساسي به شما دست مي داد؟ خلاصه با بدبختي سي چهل جلد كتاب خريدم و بعد باز جاده و مسافر و حديث درد پا و مچاله شدن در ميان ميني بوس.
اين هم بيتي از دكتر شفيعي كدكني تقديم به تمامي دوست دارانش:
آخرين برگ سفرنامه باران اين است
كه زمين چركين است
- هر چند نمايشگاه به اندازه كافي بد بود ولي براي من فوايدي داشت. از جمله اينكه كتابي را با نام دانش آموز كمرو در غرفه به نشر ديدم كه يكي از دوستان از كشوري ديگر آن را برايم فرستاده است و من تصميم داشتم آن را ترجمه كنم.
- دوم اينكه در ميان گروهي دختر و پسر دوست و هم خوابگاهي دوران تحصيلم علي مصطفايي را ديدم. علي وقتي كه من ترم 5 بودم تازه وارد دانشگاه شده بود حالا علي كه از بچه هاي بوكان بود استاد دانشگاه شده بود و دانشجويانش را براي بازديد از نمايشگاه از سردشت آورده بود. ديدن علي و موفقيتش برايم خيلي خوشحال كننده بود.
در يك جمله توصيف نمايشگاه:
چندين هزار انسان در ميان هم مي لوليدند.


پنجشنبه 19 اردیبهشت1387
نمايشگاه كتاب تهران
به اتفاق همكاران امروز به نمايشگاه كتاب تهران مي رويم و ان شاالله يكشنبه بر خواهيم گشت.

سه شنبه 17 اردیبهشت1387
اگر فرصتي بيابم دوباره . . .
اگر فرصتي بيابم دوباره . . .
خانهاي خواهم ساخت به وسعت دل تنگ خويش با پنجرههايي رو به خورشيد ، رو به روشنايي، آفتاب، پنجرهاي كه باران و خورشيد با هم باشند پنجرهاي كه رو به گلها باز شود رو به باغها . پنجرهاي كه پيچكها آنقدر در اطرافش باشند كه بسته نشود و براي آنخانه صندلياي خواهم خريد كه وقتي روي آن بنشينم ديگر همانجا باشم در همان لحظه . وقتي بر روي آن بنشينم ديگر به آيندهها به گذشتهها به اگرها به امّاها و به اي كاشها نينديشم. ديگر حسرت نخورم. خانهاي خواهم ساخت كه در پشت پرچين آن پر از پرندههاي آواز خوان باشد. خانهاي كه ساية درختش سبز باشد . خانهاي كه وقتي بر روي چمنهاي آن دراز ميكشي فقط خورشيد را ببيني و دلت روشن شود. خانهاي كه در آن باد برگها را نريزد خانهاي كه در پاييز هم بهاري باشد . خانهاي كه در زمستان هم گرم باشد خانهاي كه در تابستان هم خنك باشد . خانهاي با پنجرههاي بدون شيشه، بدون پرده. خانهاي كه بتوان مهتاب را در شبها ديد . خانهاي كه در آن قفسي براي پرندهها نباشد . خانهاي كه خود قفسي نباشد براي ساكنانش .
یکشنبه 15 اردیبهشت1387
نمايشنامه اي به سبك رومئو و ژوليت
پسر شجاع با موهاي سيخ تو پريز در كنار خرس كوچولويي ناز و مهربان نشسته است. دخترك «راز جهان ريخته در چشم سياهش» و پسر شجاع « محو تماشاي نگاهش».
حال و هواي صحنه « آسمان صاف و شب پر از سر و صدا ، يك بستني فروشي شيك»
- پسر شجاع : كاش يه تار از اون موهاي زيباتو به من مي دادي تا شب ها بزارم زير بالشم و با ياد تو بخوابم.
- دختر مهربون كمي سرخ مي شود.
- پسر شجاع [با بغضي در گلو] : ديگه نمي تونم بي تو بودن رو تحمل كنم.
- دخترک مهربون بیشتر سرخ می شود.
- پسر شجاع: به اندازه تموم دنیا....
- دخترک سرخ سرخ می شود.
- پسر شجاع: چو شو گیرم خیالت را در آغوش سحر از بسترم بوی گل آید
- دخترک مهربون ته می گیرد
- پسر شجاع: چی شد؟
- دخترک مهربون می سوزد.
.jpg)
شنبه 14 اردیبهشت1387
اردونامه
روز چهارشنبه به اتفاق دانش آموزان كلاس اول متوسطه دبيرستان علامه طباطبايي به اردوي مشهد رفتيم. اتوبوس دوغ آباد (دوغ آباد نام روستايي در 7 كيلومتري فيض آباد است) وسيله نقليه مسافرت بود. ساعت 3 بعد از ظهر اتوبوس راه افتاد و دربين راه در رباط سفيد توقف نيم ساعته اي داشتيم و چايي درست كرديم و بچه ها كه در اول سفر جيب هايشان پر بود كلي چيپس و پفك و بستني و نوشابه و ... خريدند و خوردند.
بعد از اذان به مشهد رسيديم و به مكان هيئت دوغ آباد كه از قبل هماهنگ شده بود براي اسكان رفتيم. به پيشنهاد و اصرار همكاران امام جماعت شدم و چون از اول نماز در فكر بودم كه يادم باشد نماز مسافر شكسته است نماز مغرب را در موقع تشهد سلام دادم كه يكباره ديدم از پشت سر همه بخول الله شان بلند شد. و در نماز عشا هم از دسپاچگي يك ركوع كم خواندم!
بعد از شام با بچه ها و هكاران پياده از محل اسكان كه اطراف خدابيامرز فلكه ضد (ميدان پانزده خرداد) تا حرم رفتيم و از شب بازار اطراف حرم اجناس پنجاه تكه 1000 تومان خريد كرديم!
روز بعد هم به كارخانه چاپ و نشر نوين شرق رفتيم و فردي ار كارگران ارشد چاپخانه مراحل چاپ و نشر را برايمان كامل توضيح داد و از دستگاه هاي مختلف هم ديدن به عمل آمد. بعد به كارخانه محصولات سيد در همان شهرك صنعتي توس رفتيم مدير كارخانه به هر كدام از بچه ها يك قوطي كمپوت و يك قوطي كنسرو لوبياي داغ يادگاري داد.
بعد از كارخانه دوغ ريحان بازديد شد و همه دوغ خوردند و بعد هم كارخانه كليد و پريز آرين مورد بازديد قرار گرفت و براي نهار به آرامگاه فردوسي رفتيم و شب هم پارك ملت و شهربازي و ....
رويهمرفته اردوي جذابي بود و كلي بچه ها در برگشت راضي بودند. اردو فوايد زيادي دارد . از آنجمله نزديكي دانش آموزان به معلم در جوي غير رسمي (ديدن معلمي كه هميشه با اهن و تلپ و كت و شلوار در سركلاس حاضر است با تنبان راه راه و زير پوش و هكاري در سفره انداختن و پوست كندن سيب زميني فرصتي طلايي است براي بچه ها كه دق دل تمام سال را با خنديدن به معلم از دلشان بيرون كنند).
مسلم دانش اموز كلاس اول است ولي الان بايد در دانشگاه مي بود مسلم دوره سه ساله راهنمايي را در شش سال خوانده و ابتدايي را هم چند سال مردود شده است. ابتدا همه با امدن وي به اردو مخالف بودند ولي در اردو ثابت شد كه ..... هم براي طبيعت لازم است. مسلم با كارها و ادا و اطوارهايش كلي فضا را شاد كرد و تازه با همه غريبه ها هم در چند دقيقه اول دوست مي شد.
خلاصه اردوي جالبي بود و كمك زيادي به آشنايي بچه ها با مشاغل مختلف كرد.

چهارشنبه 11 اردیبهشت1387
تا درودی دیگر بدرود
درد بودن بزرگ ترين درد هر انساني است كه مي داند هست و نمي داند چرا بايد باشد
دوشنبه 9 اردیبهشت1387
سعادت از نظر حافظ
سعادت و خوشبختي چون امري عيني نيست ، بديهي است كه افراد مختلف نظرات گوناگوني در اين باب اظهار نمايند. حافظ در اين باره مي فرمايد:
هر آن كو خاطر مجموع و يار نازنين دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد
خاطر مجموع چيست؟ و چرا حافظ آن را برابر با سعادت مي داند؟ مشغله هاي زياد دنيوي در هر زمينه اي كه باشد باعث به هم خوردن آرامش انسان مي شوند. مال و مقام هم مي توانند آرامش دهنده باشند و هم مخل ارامش انسان. طرز نگرش ما به زندگي مهم ترين مساله در كسب آرامش مي باشد. الان من در خانه خودم پشت ميز كامپيوترم نشسته ام ولي در درونم غوغاهاست . البته اين ها نه مثبت اند و نه منفي. فقط خاطر مجموعي كه من مي توانستم با آن از وجود چنين شبي بهاري لذت ببرم را از من گرفته اند. مشغله هايي كه شايد برخي به دنبالش هستند.
روزهاي گرم بهار شب هاي جالبي را خلق كرده اند كه هواي آن در اوج ملايمت قرار دارد.هر چند امسال طبيعت با مردمان اين ديار قهر كرده است ولي همچنان شقايقي كه حكم و شرط زندگي است هست و زندگي هم جريان دارد.
از مجتبي زاده هم خبري نيست دلم براي نظرات جالب و دوست داشتني اش تنگ شده:
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش
آقاي رستمي ( حاجي جون) هم مطالبش ثقيل است ولي كم كم در اثر مجالست با طايفه وبلاگ نويسان تعديل خواهد شد. و آزاد مردمان همچنان پایبند دلدار و زهره گفتار نه.
و ...
یکشنبه 8 اردیبهشت1387
سوار بر ماشین زندگی
سوار بر موتور زندگی پیش به سوی ناکجا آباد


شنبه 7 اردیبهشت1387
چرخ و فلك پنچر
اوضاع هميشه بر وفق مراد ما نخواهد بود و زندگي هميشه آن طور كه ما مي خواهيم پيش نخواهد رفت. اين قانوني مسلم از طبيعت است و كساني كه توانايي درك و پذيرش اين قانون مسلم را نداشته باشند يا نابود خواهند شد و يا شب و روزشان با تاسف خواهد گذشت. بسياري از افرادي كه دچار افسردگي آشكار يا پنهان شده اين قانون را درك نكرده اند. آنان مي خواهند تمام وقت يعني 24 ساعت شبانه روز و سي روز ماه و دوازده ماه سال در اتوباني 15 خطه بتازند و از دنده 5 هم كمتر توقعاتشان را برآورده نمي كند.
در طول تاريخ اگر بررسي كنيم و سرگذشت افراد بسيار موفق را مطالعه نماييم اكثرشان زندگي پر از سختي و مرارتي را پشت سر گذاشته اندو ناملايمات زيادي را تحمل كرده اند ولي هيچ گاه از پاي ننشسته اند و تسليم نشده اند. تنبلي و كاهلي و فرار از مشكلات و توقع فراهم بودن همه چيز و همه امكانات براي خوش زندگي كردن درسي نازيباست كه امروزه والدين به فرزندان خود مي آموزند.
جمعه 6 اردیبهشت1387
افت و خيز كوسه
مساله افت تحصيلي يكي از مسايل بسيار مهم و مورد بحث آموزش و پرورش مي باشد كه هزينه هاي زيادي را نيز بر آن تحميل مي كند. هنرستاني كه من در آن مشاورم سال گذشته افت تحصيلي زيادي داشت علت اصلي آن اين است كه چون در اين جا بيشتر رشته هاي كاردانش و فني حرفه اي است دانش آموزان خاصي جذب اينجا مي شوند. اداره مدير را خواسته تا علت افت تحصيلي را توضيح دهد. مدير هم مشاور را خواسته تا علت افت را توضيح دهد و من هم بعد از بررسي متوجه شدم بيشتر بچه ها از رياضي نمره كم آورده اند. من هم به آقاي اسماعيلي معلم رياضي افت تحصيلي را نسبت دادم . والسلام
اقاي جعفري وقتي موضوع را شنيد با لبخند گفت در قديم وقتي حجاج از راه دريا به مكه مي رفته اند كوسه ماهي هاي گرسنه به كشتي ها حمله مي كرده اند و مسافران هم براي نجات كشتي در هر چند كيلومتر يك مسافر را به دريا مي انداخته اند تا كوسه بخورد و مدتي بقيه راحت باشند. حالا آقاي اسماعيلي تو هم همون مسافري كه بايد براي راحتي بقيه فدا شوي. اين قانون طبيعت است!
چهارشنبه 4 اردیبهشت1387
آمده ام كه ...
اين هم شعري از دوران ...
ما را ز هجر رويت هر دم رسد ملالي
باز آي كز فراقت گرديده ام هلالي
گفتم شود ميسر ديدار روي ماهت
دردا كه اين اميدم خوابي شد و خيالي
رفتم به باغ تا گل چينم به ياد رويت
فرياد زد بنفشه كو آنچنان جمالي
از آن شبي كه تركم كردي به بي وفايي
هر روز شب نمايم با بخت خود جدالي
ديگر مخواه از من كز هجر او قراري
ديگر مگوي با من كز دوريش چه نالي
جان از تنم جدا شداز هجر روي آن گل
آيا بود كه بينم در خواب هم وصالي
- بلاخره کلاس بعد از ظهر ها تمام شد و باز هم خواهم آپید!
- اين آفيس ۲۰۰۷ هم عجي دنيايست. خيلي جالبه.
دوشنبه 2 اردیبهشت1387
نون سنگك و جان جان
- بعد از يك روز خسته كننده توي ماشين و گوش دادن به البوم جان جان شجريان مي چسبد. حتي آنقدر مي چسبد كه ممكن است نصف نان سنگكي را كه خريده اي بخوري و نفهمي!
- زندگي شيرين مي شود. بلاخره اضافه كاري هاي سه ماه زمستان را هم قرار شد همين هفته بدهند.
- زندگي خيس مي شود. مثل اينكه بلاخره خدا به ما ملت رحمش آمد و ابرهاي سياه دارند بر زمين تشنه مي بارند.
- دوستي از من پرسيد چرا اكثر وبلاگ نويسان خانم اند. خود خانم ها جوابش را بدهيد! اولويت با شماست.
- خدايا چنان كن سرانجام كار
- تو خشنود باشي و ما رستگار
زمستان هم رفت و در این گرما یادی بکنیم از آن همه برف!



