شنبه 31 شهریور1386
مهر ماه مدرسه
مهر بر مهر آفرينان مبارك باد
.
شنبه 31 شهریور1386
عكس هايي از چيدن پسته در مه ولات
جمعه 30 شهریور1386
به ياد مهدي

گلي كه پرپر شد و ...
جمعه 30 شهریور1386
كبوتري كوچك . پروازي بزرگ
مهدي براي رفتن به كلاس دوم راهنمايي ثبت نام كرده بود. كتاب هايش را هم گرفته بود.
ضجه هاي مادر مهدي هنوز تو گوشمه. خيلي سخته زياد اشك ريختم ولي افسوس كه هنوز هيچ مرده اي با گريه اطرافيان برنگشته است. خيلي سخته.
خيلي
خيلي
كبوتري كوچك كه پروازي بزرگ به سرزميني دور انجام داده بود.
ديگر هم كلاسي هاي مهدي او را نخواهند ديد و مهدي ديگر از درب حياط وارد منزل آنان نخواهد شد.ديگر كسي صداي مهدي را نخواهد شنيد. و ...
...
...
جمعه 23 شهریور1386
در كنار هم
عشق
عشق
عشق
عشق
عشق و ديگر هيچ؛..........
جمعه 23 شهریور1386
رويت هلال
رفتم تو كوچه تا زمان زودتر بگذره . در مغازه تعويض روغن بهروان چند نفر نشسته بودند . از بهروان خواستم كه جعبه فرمان ماشينم رو پر واسكازين كند . يكي از حاضرين كه سرحال هم بود گفت من كه نهار مفصلي خوردم تازه شنيدم كه ماه رمضونه . من كه نمي دونم يوم ال شك چيه . گفتن اخر شعبانه و .... .
چهارشنبه 21 شهریور1386
شبكه استاني خراسان رضوي
سه شنبه 20 شهریور1386
ابياتي جالب
داري زكات حسن و نداني به كي دهي من مستحقم اي شه خوبان به من بده
البته از نوشتن نام شاعرانشان خودداري مي كنم
پنجشنبه 8 شهریور1386
تناقض
ناله و شيون و زاري،التماس و گريه
لرزش دست صغير اصغر و اشك بصر
بعد از آن پرتاب او با يك لگد تا پشت در
باقي اطفال هم لرزان ز ديد اين عمل
باز هم تهديد او از بهر مشق پر خلل
چند تشر بر ديگران زد پيش خود اعجاز كرد
مشق ها را ديد، درس تازه را آغاز كرد
"درس امروز درس عشق و مهرباني و صفاست
مهرباني از صفات خالق و حي و خداست"
از صفا و مهرباني آنقدر كفت اوستاد
كه كشيد اصغر يكي آه از نهاد از پشت در
پنجشنبه 8 شهریور1386
قيف و قير
ميلاد منادي واقعي عدالت بر همگان مبارك باد.
ده روزي بيشتر است كه نتونسته ام وبلاگم را بروز كنم. البته مشكل از اينترنت فيض آباد است كه قبلا هم در موردش گفته بودم . اين اينترنت فيض اباد ما قضيه اش شبيه همون جهنم ايراني ها و قير و قيف مشهورش است . يك روز نمي شه وصل شد ، يك روز وصل مي شوي سايت باز نمي شود، يك روز سرعت كم است ، تازه وقتي همه اين ها هست حال نوشتن نيست ......

